دعوت به همکاری در زمینه طراحی زیورآلات طلا راهنمای کاربردی نقاشی پرتره راهنمای کاربردی نقاشی پرتره آموزش راینو

خدمات دانشجویی و طراحی کافه دیزاین

آموزش طراحي خودرو اسکچ و راندو (دستی + کامپیوتری) - کلاس‌های حضوری

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 8

موضوع: شیوه های معماری ایران - بعد از اسلام

  1. "" #1

    پیش فرض معماری دوره اسلامی ایران

    کتاب شاهکارهای طراحی پوستر
    در شکل گیری معماری ایرانی باورهای مردم نقش بسزایی داشته اند که یکی از این باورها حفظ حریم و ارج نهادن به فضای زندگی شخصی ایرانیان بوده که بر این اساس نیز اصلی تحت عنوان " درون گرایی " در کنار چهار اصل دیگر به عنوان اصول معماری ایرانی مطرح بوده اند که سایر اصول عبارتند از ، مردم واری ، نیارش ، خودبسندگی و پرهیز از بیهودگی که در کتاب " معماری اسلامی ایران " مولف در بخش اول کتاب خود به این اصول ، خاصه " درون گرایی " ، و پیمون های معماری ایرنی توجه نموده و در بخشهای بعدی کتاب به فضاهایی چون مسجد ، مدرسه ، بازار و... پرداخته است . مردم واری در معماری ایرانی ، پادیاو ، بادگیر و خیشخان ، در و پنجره در معماری ایران و شرایط اقلیمی کویر و مسائل مربوط به بناهای خشتی نیز عناوین مطالبی می باشد که نگارنده در قالب پنج پیوست بدانها پرداخته و در آخر نیز واژه نامه ای از اصطلاحات معماری اسلامی – ایرانی را آورده است . حال پس از این مختصر جهت آشنایی بیشتر مخاطبان با این کتاب به اختصار به معرفی بخشهای مختلف این کتاب می پردازیم . بخش دوم کتاب به " مسجد " که با ورود اسلام به ایران از فضاهای مورد توجه به لحاظ کارکرد و تقدس بوده می پردازد و سیر تغییر وتحولات آنرا از لحاظ ساختاری مورد بررسی قرار می دهد و به نمونه هایی از مساجد دوره های گوناگون از تاریخ معماری اسلامی – ایرانی اشاره نموده ضمن آنکه نگارنده بر این نکته نیز اشاره داشته که " نخستین مسجدی که به دست پیامبر بزرگوار ما ، با همکاری یاران گرامیش در مدینه ساخته شد همیشه برگیره و الگوی مسجدهای بیشمار و گوناگونی بوده است که بدست هنرمندان تردست ما در سراسر ایران زمین ( و هرجا که فرهنگ اسلامی ایران برمان میرانده ) بنیاد شده است . "
    " مدرسه " عنوان بخش سوم کتاب بوده که از آن به عنوان مهمترین بنای عمومی بعد از مسجد در معماری اسلامی ایران یاد شده است . مولف درابتدای این بحث فضاهای آموزشی در ایران را به مکتبخانه و مدرسه تقسیم نموده و به تشریح ساختارفضایی مدرسه پرداخته که متشکل از یک حیاط درونگرا و حجره ها و ایوانهایی بوده که حول آن حیاط ساماندهی می گردیده اند ؛ در این مبحث به " مدرسه خان شیراز " اشاره شده که به دلیل توجه معمار آن در بکارگیری اعداد مقدس در ساخت عناصر آن ، این مدرسه همواره مورد توجه دوستداران هنر و معماری ایرانی بوده است . " بازار " یکی دیگر از فضاهای مهم در معماری اسلامی - ایرانی می باشد که بخش چهارم این کتاب بدان اختصاص یافته است . مولف در این بخش ضمن پرداختن به فلسفه وجودی بازار در معماری ایران به عناصر تشکیل دهنده آن که عبارت می باشند از : راسته ، رسته ، دالان ، سرا یا خان ، خانبار ، تیم یا تیمچه ، قیصریه ، دکان و نیز عناصری به عناصر دیگری که جزء نیاز بازار بوده است مانند :
    - قهوه خانه و شربت خانه و چایخانه
    - خوراک پزخانه ، محلی برای غذ
    - مساجد کوچک ، حمام و...
    پرداخته است . همچنین در این مبحث نگارنده به بازارهایی که به صورت سرپوشیده در حاشیه میدانها احداث می گردیده اند پرداخته و در این مورد به " میدان نقش جهان " اصفهان اشاره نموده است و در پایان این مبحث مختصری به " نورگیری بازارها " اشاره کرده است .
    یکی از نیازهای حیاتی و اساسی انسانها داشتن سرپناه و مکانی امن بوده که این نیاز از بدو پیدایش انسان تا به امروز به اشکال مختلفی پاسخ داده شده و بر حسب شرایط اقلیمی ، فرهنگی واجتماعی متغیر بوده است و ایرانیان نیزدر ساخت خانه های خود از این تاثیرپذیری بی نصیب نبوده اند به طوریکه در شمال خانه های گالی پوش ، در غرب خانه های ایوان دار و در مناطق گرمسیرخانه های ایوان دار و صفه دار ساخته می شده است . " درون گرایی " اصلی مهم در ساخت خانه های ایرانی بوده و این امر در ساماندهی عناصر خانه های ایرانی نقش قابل توجهی داشته است که در مورد عناصر خانه های ایرانی می توان به سردر ، پاخوره ، هشتی ، راهرو ، حیاط یا میانسرا ، اتاق ( سه در ، پنج در ، تالار و... ) اشاره نمود که معمولا این عناصر در سه نظام پیمونی بزرگ ، پیمونی کوچک و خرده پیمون طراحی می گردیده اند ، بدین ترتیب " خانه " به عنوان فضایی مهم در معماری اسلامی - ایرانی سبب گردیده که مولف بخشی از کتاب خود را به این فضا اختصاص دهد .
    بخش دیگری از این کتاب با تاکید بر توجه ایرانیان بر امر پاکیزگی به فضای " گرمابه " یا به اصطلاح امروزی " حمام " پرداخته و ضمن ارائه اصولی که در ساخت این فضاها در نظر گرفته می شده عناصر تشکیل دهنده آنها را نیز تشریح می نماید و در آخر نیز به چندین حمام تاریخی ایران و برخی از مراسمهایی که در این فضا برگزار می گردیده اشاره می نماید . همچنین در بخش هفتم کتاب مولف با تاکید بر اهمیت و ارزش آب برای ایرانیان به توضیح ساختار " آب انبارها " که متشکل از تنوره یا خزینه ، پاشیر و در نهایت بادگیر و یا خیشخان بوده اند پرداخته است .
    در ادامه مباحث نیز نگارنده به نقش " ساباطها " و " کاروانسراها " وسایر ساختمانهای بین راهی و ویژگیهای آنها ونقش " میلها و مناره ها " در جهت یابی و هدایت مسافران ، به خصوص در مناطق کویری ، پرداخته است و در بخش آخر نیز به اهمیت باغ و فضاهای سبز در معماری اسلامی - ایرانی توجه نموده وبه عناصر تشکیل دهنده باغهای ایرانی چون کوشک ها ، آب نماها ، درختان و گلهاو .... اشاره شده است .
    آشنایی با معماری اسلامی ایران(بهنوش شمس الهی)

    آشنایی با معماری اسلامی ایران ( ساختمانهای درون شهری و برون شهری )، محمدکریم پیرنیا، تدوین غلامحسین معماریان،تهران، سروش دانش، 1384، 390 صفحه.

  2. "" #2

    Smile شیوه های معماری ایران - بعد از اسلام

    آذری، سبکی در معماری اسلامی ایران، منسوب به آذربایجان، مشهور به سبک مغول یا ایرانی ـ مغول و مقارن با دورۀ حکومت ایلخانان بر ایران (654-736ق/1256-1336م).
    پژوهشگران تاریخ هنر و معماری، غالباً دوران 1400 سالۀ هنر و معماری ایران بعد از اسلام را به سلسله‎های مهم حکومتی نسبت داده و زیر عنوانهای سده‎های نخستین، دورۀ سلجوقی، مغول (ایرانی ـ مغول، ایلخانان)، تیموری، صفوی و قاجار به بحث کشیده‎اند (ویلسن جمـ ؛ دیماند، جمـ ؛ هنر فر، جمـ ؛ ویلبر، 33، 35؛ پوپ «بررسی هنر ایران» جمـ ؛ همو، هنر ایران در گذشته و آینده، جمـ ؛ دوری، جمـ ؛ مارسیه، جمـ) و جز تنی چند از اینان چون زکی محمدحسن (صص 15، 17، 18، 27، 36) و ارنست کونل (صص 11، 43، 94) غالباً بی‎هیچ توضیحی از به کار بردن واژۀ «سبک» که اصطلاحی است فنی، تن زده‎اند. تنها ویلبر در تعلیل این نکته نوشته: چون فرمانروایان این روزگاران فقط پشتیبان و فراهم‎کنندۀ زمینۀ پیشرفت معماری بودند نه آفرینندۀ آن، به جای به کار بردن واژۀ «سبک» از عنوان سیاسی استفاده می‎شود (ص «ز»). گرچه او خود در جای جای کتابش تعبیرات «سبک مغول»، «سبک ایلخانی» و گاه «سبک معماری دورۀ ایلخانی» را به کار برده است (صص 33، 35). در میان این پژوهشگران ظاهراً محمدکریم پیرنیا، نخستین‎بار در 1347ش در مقالۀ «سبک‎شناسی معماری ایران» آگاهانه واژۀ «سبک» را به کار برده و به منظور به دست دادن «نامهایی منطقی و مناسب» برای چند بنا که «به یک سبک ساخته شده» ولی ننامهای مغولی، تیموری، قراقویونلو و نظایر ان» گرفته اصطلاحاتی نو در پژوهش تاریخ معماری ایران بعد از اسلام عرضه کرده است. وی به پیروی از سبک‎شناسی شعر فارسی، سبکهای معماری را به زادگاههای آنها نسبت داده و نامهای خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی را در معماری پیشنهاد کرده است (صص 43، 44).
    باتوجه به مشخصات تاریخی، جغرافیایی، ویژگیهای معماری و بناهای بازماندۀ منسوب به سبک آذری می‎توان آن را بر معماری اسلامی ایران در دورۀ ایلخانی (مغول) منطبق ساخت. به نظر پیرنیا پس از استقرار هولاکو در مراغه (657ق/1259م) معماری ایران جان تازه‎ای گرفت و سبک آذری در پی دگرگونیهایی که بر اثر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ حکم بر جامعه، در سبک رازی (معماری دورۀ سلجوقی) پدید آمد، از مراغه آغاز شد و با نام سبک مغولی راه تبریز و سلطانیه را پیموده و به سراسر ایران و خارج ایران نفوذ کرد و روز به روز آراسته‎تر شد تا در اوج درخشش خود شاهکارهای روزگار فرزندان تیمور و به ویژه شاهرخ (807-850ق/1404-1446م) را پدید آورد (همو، 45). از این سخن پیرنیا و قراین دیگر در دو مقالۀ وی، چون ذکر مقبرۀ، شیخ‎صفیّ‎الدین اردبیلی و مسجد گوهرشاد و برخی دیگر از آثار دورۀ پس از ایلخانی در جزو بناهای سبک آذری، آشکارا برمی‎آید که او سبک آذری را بر معماری دو دورۀ ایلخانی و تیموری منطبق می‎سازد، درحالیکه غالب پژوهشگران، هنر و معماری دو دورۀ مغول (ایلخانی) و تیموری را جدا از یکدیگر و به‎سان دو دورۀ مختلف به بحث کشیده‎اند، حتی کونل که از این دوره زیر یک عنوان، سبک ایرانی ـ مغول، گفت‎وگو کرده، توجه دارد که در اینجا دو دورۀ متوالی با فاصلۀ زمانی کوتاه قابل تشخیص است که به عقیدۀ وی در دورۀ نخست که مربوط به ایلخانان است عنصر مغولی بر کارهای هنری ایران تأثیر می‎گذارد و در دورۀ دوم که عنصر مغولی در فرهنگ ایران حل و هضم می‎شود سبک تیموری ارزش و اعتبار می‎یابد (ص 94). اما به هر حال باید این واقعیت را در اینجا پذیرفت که گرچه دورۀ ایلخانی با مرگ آخرین پادشاه مقتدر این سلسله، ابوسعید، در 736ق/1335م پایان می‎یابد، ولی چون مرگ او «نه در فعالیت ساختمانی وقفه ایجاد کرد و نه در سبک معماری» (ویلبر، 105) ساختمانهای بقیۀ سدۀ 8ق/14م را نیز می‎توان جزو این دوره و سبک تصریح نمی‎کند، ولی با توجه به این جمله‎ها می‎توان جزو این دوره و سبک به شمار آورد.
    وجه تسمیه: پیرنیا به وجه تسمیۀ این سبک تصریح نمی‎کند، ولی با توجه به این جمله‎ها می‎توان به علت این نامگذاری پی برد: این سبک «با آمیزش و ترکیب و تلفیق معماری جنوب و سنتها و روشهایی که از روزگاران کهن، بومیِ آذربایجان شده بود» پدید امد و «به حق نام آذری گرفت» (پیرنیا، «سبک آذری»، 55)، اما وی روشن نمی‎سازد که این سبک کی و از سوی چه کسی و در کجا نام «آذری» گرفته و در کدام متن کهن یا نو به کار رفته است. البته توجه و اشاره به «معماری بومی آذربایجان» در نوشته‎های دیگر پژوهشگران بی‎سابقه نیست. پیش از پیرنیا، آندره گدار در گفت‎وگو از مقابر مراغه، که در نیمۀ دوم قرن 6ق/12م (پیش از یورش مغول) ساخته شده‎اند تعبیر «نوع ساختمانهای آذربایجان» و «معماری آذربایجان» را به کار برده است (ص 426). همچنین وی در گفت‎وگو از آرامگاه الجایتو (سلطان‎محمد خدابنده)، بنا‎ترین اثر معماری عصر ایلخانان، به «ابنیۀ پیشین آذربایجان» و «معماری قدیمی آذربایجانی» عنایت داشته است (همو، 433).
    خاستگاه: برخی از محققان چون عباس اقبال معتقدند روابط میان جهان اسلام و چین (مرکز حکومت خان مغول) که از روزگار هولاکو آغاز گردید، تأثیران متقابلی در معماری جهان اسلام مؤثر افتاده، «یکی شکل گنبدهاست که در مقابر و مساجد کاملاً از معابد چینی و بودایی تقلید شده، دیگر رنگ آبی شفاف در کاشی‎کاری و پوشاندن خِارج گنبدها از کاشیهای کبود براق. مخصوصاً بعضی از بناهایی که از عهد ایلخانان باقی مانده از دور هیأت چادرها یعنی یورتهای مخصوص اسلات را دارد، تأثیر شکل یورتها در مقبرۀ مشهور به دختر هولاکو واقع در مراغه از همه‎جا نمایان‎تر است» (اقبال، 564؛ قس: حسن، 30، 48؛ الالفی، 210؛ پرایس، 101؛ دیماند، 188). ارنست کونل نیز از سرازیر شدن سیل‎وار طرحهایی از شرق آسیا به ایران و کشورهای مجاور و تأثیر عنصر مغولی بر هنر ایران در روزگار ایلخانان سخن گفته است، ولی افزوده»: «ابداعات و تکامل گذشتۀ آن، آن قدر نیرومند بود که در مقابل این خطر بتواند استقامت کند ... در بادی امر نوع برج در ابنیۀ دورۀ سلجوقی به همان شکل باقی ماند. مثلاً قبر دختران ]؟[ هلاکو در مراغه، درست همان سبکی را دارد که در مقابر نخجوان رعایت گردید» (صص 94، 95). در برابر این نظرات، کارل دوری عقیده دارد که در معماری این دوره (ایلخانان) به‎طور کامل آنچه سلجوقیان به‎طور سنتی توسعه داده بودند، پذیرفته شد و «طرحهای مسجد و مدرسه سلجوقی تقریباً بدون تغییر چشمگیری اجرا می‎گردید ... آرامگاه مادر ]دختر[ هولاکو در مراغه شبیه به معماری آل سلجوق است» (صص 171، 172؛ قس: الالفی، 210؛ دیماند، 102). سخنان گُدار با صراحتی بیشتر نظر پژوهشگرانی چون اقبال را مردود می‎سازد. وی شیوۀ «ساختمان گنبد فوقانی گنبدهای دوپوشه» را که از آغاز دورۀ مغول معمول گردید دنبالۀ شیوۀ ساختمانی دورۀ ساسانیان معرفی می‎کند و می‎نویسد: این شیوه در دورۀ سلجوقیان نیز گاه به کار رفته و همچنان تا دورۀ مغول تداوم یافته است (ص 421). وی حتی آشکارا مقبرۀ سلطان‎سنجر و بنای گنبددار سنگ بست و گنبد هارونیّه را، که هر سه در خراسان و از دورۀ سلجوقی‎اند، به عنوان الگوهای گنبد سلطانیه و شنب غازان، دو اثر مهم معماری عصر ایلخانان (مغول، سبک آذری) معرفی می‎کند (ص 433؛ قس: مارسیه، 170-172).
    دونالد ویلبر، که دربارۀ معماری اسلامی ایران در دورۀ ایلخانان کتابی مستقل و جامع تألیف کرده است، آثار ساختمانی این دوره را مرحله‎ای از تاریخ پیوستۀ معماری اسلامی ایران می‎داند که اَشکال (فُرمهای) دوره‎های قبل و خصوصیات طرح و جزئیات آنها را منعکس می‎سازد (ص 33). به عقیدۀ وی «فرمهای معماریِ» بناهای تاریخی دورۀ سلجوقی، میراثی از روزگار ساسانیان است و ویگیهای معماری روزگار سلجوقیان و ویرانیهای هراس‎انگیز مغولان را پشت‎سر نهاد و همچنان به جای ماند و از این راه خصوصیات اساسی گنبد و ایوان برای همۀ دوره‎های بعد تثبیت شد (صص «ژ»، «س»، 34). همچنین به نظر او، معماران دورۀ ایلخانی همۀ نقشه‎ها و مصالح و روش ساختمانی دورۀ سلجوقی را اقتباس کردند (ص 35). به ویژه این سخن ویلبر نظر محققانی چون اقبال را دربارۀ تأثیر شکل گنبدهای چینی بر گنبدهای دورۀ مغول (ایلخانی، آذری) یکسره باطل می‎سازد: «گنبدهایی که در این دوره ساخته شده از لحاظ نسبت به سنت مستقیماً به دورۀ ساسانیان ـ با واسطۀ دورۀ سلجوقی ـ می‎رسد» (ص 71).
    پیرنیا برای رد نظر اقبال و هم نظران او با ارائۀ شواهدی از اثار بازماندۀ معماری به بررسی مسأله پرداخته است. وی اولاً بناهای رَبع رشیدی، شنب غازان و دارالشفای یزد را به‎سان حلقه‎های مفقودۀ سلسله بناهای مراغه تا گنبد سلطانیه می‎داند. و می‎نویسد: اگر این بناها به جای می‎ماند، سیر تحول و تکامل سبک رازی (معماری سلجوقی) به آذری آسان‎تر قابل مطالعه بود. ثانیاً «گنبد مدرسۀ ضیائیۀ یزد را که به تصریح جامع جعفری در سال 623ق/1226م (تاریخ یزد صحیح است نه جامع جعفری، و سال 631، نه 623) ساخته شده و نیز گنبد جبلیۀ کرمان و هارونیۀ طوس را برهانی قاطع بر بی‎پایگی این نظر می‎داند («سبک‎شناسی»، 45).
    هرچند اصل سخن پیرنیا درست می‎نماید و پیش از او دیگر پژوهشگران نیز آن را آشکارا طرح و تأیید کرده‎اند (کونل، 95؛ دوری، 171-172؛ ویلبر، «ژ»، «س»، 34-35؛ گدار، 431، 433). ولی پایۀ استدلال وی سست است، زیرا اولاً به خاک توده‎های به جای مانده از رَبع رشیدی، شنب غازان و دارالشفای یزد نمی‎توان استناد کرد، ثانیاً درست است که بنای مدرسۀ ضیائیه بنابر تصریح تاریخ یزد در سال 631ق/1234م آغاز شده ولی ساختمان آن در سال 705ق/1305م (جعفری، 117) یا 750ق/1349م (کاتب، 136) به پایان رسیده است. به بیان روشن‎تر باتوجه به تاریخ اتمام بنای مدرسۀ ضیائیه و گنبد ان که عادتاً از آخرین اجزای ساخته شدۀ یک بناست این اثر معماری متعلق به دورۀ ایلخانی (مغول) است نه پیش از ان.
    ویژگیها: کونل در گفت‎وگو از معماری سبک ایرانی ـ مغول مقابر را جدا از مساجد و مدارس و دیگر بناها بررسی کرده است. به نظر وی سبک مقابر برجی این دوره همان سبک دورۀ سلجوقی است، ولی مقابر گنبددار با گسترش و عظمت بیشتری که می‎یابند دستخوش تحول می‎شوند و به ویژه تأکید بر جنبۀ عمودی بنا و گنبد هلالی نوک‎دار که بر پایۀ 8 ضلعی ساخته شده چشمگیر است (ص 95). وی سبک مساجد این دوره را نیز دنبالۀ سبکی می‎داند که در دورۀ سلجوقیان ابداع شد، با این تفاوت که طرح آنها در دورۀ ایلخانی «با ایجاد 4 ایوان و یک نمازخانۀ ]شبستان[ عظیم متصل به آنها تکمیل گردید و گسترش بیشتری یافت» (ص 96). دوری، نخستین نشانۀ ویژۀ معماری مغولی را در آرامگاهها نشان می‎دهد: «گنبد عظیم دولایه و محوطه‎ای کوچک برای مزار» (ص 172).
    به نظر ویلبر معماری اسلامی ایران در طی یک دورۀ 300 ساله (از سلجوقی تا ایلخانی) سیری منظم و تکاملی داشته است. معماری سلجوقی را می‎توان شکل ابتدایی سبک ایلخانی دانست. «ظرافت عناصر ساختمانی» یکی از عمده‎ترین ویژگیهای معماری این دوره است: عناصر و جزئیات ساختمانی مشترک با دورۀ سلجوقی در این سبک ظریف‎تر و آراسته‎تر و کالبد ساختمانها سبک‎تر و نازک‎تر شد. سبک شدن کالبد بناها امکان ساختن پنجره‎های بزرگ‎تر و ایجاد تجانس میان دیوارهای درونی و بیرونی را فراهم ساخت. نتیجۀ طبیعی استفادۀ روزافزون از پنجره‎های بزرگ، روشن شدن داخل ساختمانها بود و این ویژگی در بناهای ایلخانی (آذری) درست نقطۀ مقابل ساختمانهای تاریک دوره سلجوقی است (صص 35، 82، 84). دیگر ویژگی عمدۀ این سبک تأکید بر ارتفاع بیشتر بناهاست. روشهایی که آگاهانه در ایجاد عمودیت بیشتر به کار گرفته شده، گرچه همه نسبت به دورۀ پیش تازه نیست، ولی اگر با هم در نظر گرفته شود با فنون دورۀ سلجوقی تفاوت دارد: 1. افزودن ارتفاع اطاقها و تالارها نسبت به اندازه‎های افقی آنها. 2. بلندتر و باریک‎تر ساختن ایوانها: از ویژگیهای این سبک ایوان بلند و باریک سردر است که یک جفت ستاره نیز در دو طرف آن، بلندی را بیشتر جلوه می‎دهد. 3. افزودن به بلندی ساختمانهای گنبددار: ملاحظات زیبایی‎شناسی موجب عنایت بیشتر به ارتفاع و طرح و آشکار ساختن گنبد شد. کوشش در جهت دستیابی به «عظمت و ابهت و یافتن راه حل تازه برای مسائل ساختمانی» در این دوره نمایان است (صص 35، 68-69، 70، 82). استفاده از گنبدهای دو پوشه دست سازندگان این نوع بناها را در بلندتر ساختن آنها باز کرد، زیرا دیگر مشکلی در حفظ رابطۀ نسبی معین میان عرض و طول تالارها با ارتفاع آنها نداشتند فقط کافی بود تا هر اندازه که می‎خواهند و امکانات موجود به آنان اجازه می‎دهد به ارتفاع پوشۀ خارجی (فوقانی) گنبد بیفزایند (ص 83). در این سبک نه تنها پوشش بیرونی گنبدها بلندتر از گنبدهای منفرد نخستین گردید، بلکه به بلندی استوانۀ گنبد نیز افزوده شد و بدین‎سان گنبد کاملاً از دیوارهای پایین جدا و نمایان گشت. این شیوۀ کار، تکامل گنبدسازی را در این دوره نسبت به دورۀ سلجوقی که پایۀ گنبد در پس دیوارهای عظیم از چشمها پنهان می‎ماند، آشکارا نشان می‎دهد (ص 70). روش ساختن نیم‎طاق 8 گوش (گوشوار، فیل‎گوش) بر روی اطاق مکعب و بنای گنبد بر روی آن همچنان به پیروی از دورۀ سلجوقی ادامه یافت جز اینکه محل 8 گوش هرچه بیشتر بالا برده شد و در برخی از بناهای این عهد در این زمینه تکاملی رخ نمود و آن تبدیل 8 گوش به 16 گوش است که در دوره‎های متأخرتر جای خود را به دایره می‎دهد (صص 70، 71). 4. کوشش آگاهانه در ایجاد شباهت و تجانس میان طرح گنبدها گنبدهای بیضی شکل نوک‎تیز و مقطع نوک‎تیز راهروها و قوسهای دیوارها در این سبک قابل تشخیص و ذکر است. 5. عنایت به زیبایی و نیز تمایل به برجسته‎تر ساختن گنبد موجب پوشاندن گنبد با آجر یا سفال نیلی رنگ شد، هرچند این پدیده از سدۀ 2ق/8م سابقه داشته است (همانجا). 6. باریک جلوه‎دادن جزئیات ساختمان: نغولهای (ﻫ م) دیوارهای بیرونی و درونی نغولها 5/4 برابر عرض آنها است، نیم ستونهای زاویه‎ای که وسیلۀ مؤثر القای ارتفاع است ابعاد باریک دارند، دیوارهای ضخیم و حجیم که میراث معماری ساسانی بود و همچنان در عهد سلجوقی به کار می‎رفت باریک و متناسب با سنگینی بار آن گردیده است. همچنین برخی محرابها نیز باریک‎ترند (صص 82، 83، 84).
    آرایشها: در تزیینات ساختمانی این دوره این ویژگیها نمایان است: مقرنس‎کاری که از خصوصیات معمولی معماری سلجوقی بود، در دورۀ ایلخانان کامل‎تر و مفصل‎تر و متنوع‎تر شد (ویلبر، 78). برخی از ویژگیهای مقرنس‎کاریهای این سبک در دورۀ سلجوقی دیده نمی‎شود: مقرنس‎کاری گچی معلق، رواج سفیدکاری تمام مقرنس، گرد آمدن همۀ مجموعۀ مقرنس در جاهای هرم شکل یا در مرکز و جلوگیری از پخش اثر تزیینی بر روی همۀ دستگاه مقرنس، این ویژگیها در دورۀ تیموری به کمال خود رسید (همو، 80). دیگر ویژگی برجستۀ تزیینات معماری در این سبک مهارت فوق‎العاده‎ای در گچ‎کاری و به کار بردن آن به انواع گوناگون است: گچ به عنوان کمک و مادۀ الحاقی به ساختمان، توپیهای ته‎آجری، روکشی مسطح، برجسته‎کاری بلند، تزیین گچی توپُر و توخالی، گچ‎کاری وصله‎ای و گچ‎کاری رنگی، تا انجا که روکاری آجری در این دوره به تدریج منسوخ شد (همو، 81، 85-90؛ پیرنیا، «سبک‎شناسی»، 45).
    پیرنیا با آنکه می‎نویسد که «ویژگیهای شیوۀ آذری معماری ایران چندان است که می‎توان کتابها دربارۀ آن پرداخت» (سبک آذری»، 56) در بیان این ویژگیها به چند جمله بسنده کرده است: از ویژگیهای این شیوه یکی قوس و پوشش معروف به «کَلیل آذری» است که در مجموعۀ مزار و خانقاه شیخ‎صفی در اردبیل و همچنین در گنبد خدابنده بیش از هر جای دیگر به چشم می‎خورد. به عقیدۀ وی هرجا چنین قوسی باشد باید ردپای معماری آذربایجانی را جست‎وجو کرد (همان، 55). مشخصات دیگر این سبک به نظر او اینهاست: ریزه‎کاری بنا با آجر و سنگ و خشت رژچین، پوشش لوله‎ای و کجاره‎ای ایوانها، سادگی شکنجها و فیل‎پوشهای (فیل‎گوشها، گوشوارها) زیر گنبد، تزیین داخل و خارج بنا با اجرکاری تزیینی پیش‎ساز و گره‎سازی و گچ‎بری پرکار، همچنین آرایش محرابها و کتیبه‎های چشمگیر با قطعات کاشی و با نقش برجسته (ولی نه رسمی مانند سبک رازی)، به کار بردن کاشی معرق و و گاهی نقش و نگار زر و لاجورد و شنگرف در داخل بنا («سبک‎شناسی»، 45؛ قس: گدار، 434-435).
    آثار بازمانده: ویلبر فهرستی مشتمل بر بیش از 100 اثر ساختمانی با توصیف موجز هریک همراه با تصاویری از آنها عرضه کرده است. برخی از این آثار اینهاست: شاه‎چراغ (شیراز)، امامزاده یحیی (ورامین٩، میل‎رادکان (88 کیلومتیر مشهد)، پیر بکران (لنجانِ اصفهان)، غازانیه (تبریز)، رَبع رشیدی (تبریز)، جامع نطنز، آرامگاه شیخ عبدالصمد اصفهانی (نطنز)، آرامگاه محمد الجایتو (سلطانیه)، جامع علیشاه (تبریز)، هارونیه (طوس)، مسجدجامع ورامین، شبستان مقبرۀ امام‎رضا(ع)، مقبرۀ حمداللّه مستوفی (قزوین)، مسجدجامع سمنان، سردر مسجدجامع اصفهان (صص 105-204).
    پیرنیا با توسّعی که در دامنۀ زمانی این سبک قائل است شاهکارهای بازماندۀ آن را چنین می‎شمرد: آرامگاه خدابنده، مسجد گوهرشاد، جامع ورامین، جامع یزد، جامع نطنز، مسجد خواجه نصیر مراغه و شمار بسیاری از امامزاده‎ها که در زمان صفویان به آرایش آنها افزوده‎اند («سبک‎شناسی»، 46).
    سعید.ن

  3. "" #3
    عضو ارشد نقاشی saeid آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    نوشته ها
    475

    Post شیوه خراسانی

    شیوه خراسانی
    حدود قرن 1 تا 4 ه.ق
    بناهای زیادی وجود ندارد
    مساجد زیاد ساخته شد و تا قرن ها کاخ نمی شاختند
    در اوایل قرن 2 ه.ق ابومسلم خراسانی قیام می کند و به دستور وی در خراسان مساجد بسیاری به نام مساجد شبستانی/بومسلمی/عربی ساخته شد.

    ویژگی معماری
    مردم واری بناها
    دور شدن از تزیینات چه در داخل و چه در خارج
    اندک تزیینات موخود هم ادامه ساسانی است اما بسیار کم رنگ‌تر
    چفدها در ابتدا همان مازه دازهای ساسانی بود و سقف طاق آهنگ
    استفاده از گنبد به خاطر ارتفاع زیاد کم تر مصرف می شده است
    بوم آورد بودن مصالح

    سیر شکل‌گیری مساجد
    مساجد شبستانی
    آتشکده هایی که دیوار رو به قبله آنها بسته می شد
    مساجد گیری م/ مسجد نیریز
    در دوره های بعد منبر و محراب اضافه شد

    مسجد فهرج
    پوشش طاق آهنگ
    در قسمت های شمالی پوشش نیم گنبد
    منار در دوره سلجوقی اضافه شد
    نما از سیم گل(ماسه+خاک رس سرند شده+خاک کاه تمیز)
    چفدهای دالبری و شکنجی
    ارتفاع نسبت به طول و عرض کمی بیشتر است( بر عکس صدر اسلام که ارتفاع زیاد نیست)
    چفدهای هلالی و مازه دار

    تاریخانه دامغان
    اول قرن 4 ه.
    چفدها به مرور تغییر کرده و اکنون جناغی
    به شبک پارتی آجرنشینی شده
    ستون ها قطور و گرد 1.5 تا 2 متر و ارتفاع 3 متر
    منار در دوره سلجوقی ، فاصله دار تا مسجد
    دهانه میانی شبستان اصلی بلندتر و بزرگتر
    ستون ها از نما جلوتر است و تا بام ادامه می یابد

    مسجد جامع اصفهان
    سنگ بنا در شیوه خراسانی و بعد از 70 سال کاملا تغییر می کند
    یک پایه ستون از دوره ساسانی در این مکان پیدا شده است
    بنای اولیه خشتی بوده است

    مسجد جامع نایین
    به شیوه رازی نزدیک است
    مسجد اولیه شبستانی بوده
    حیاط کوچک کاملا مربع
    آجرکاری زیبا در نما
    گچ بری در نزدیکی محراب
    ستون ظریف و باریک
    اولین منار داخل مسجد/ دوره سلجوقی
    اولین بار مقصوره در اینجا شکل می گیرد(تزیینات نزدیک محراب)
    بعدها کمرپوش اضافه می شود
    اولین تبدیل هلالی به جناغی
    تکمیل تزیینات در دوره سلجوقی
    گچ بری الوان

    مسجد جامع نیریز
    یک ایوان عمیق-طاق آهنگ
    به مرور تغییر کرده/اکنون 2 ایوانی
    منبع:http://www.kelvan.ir
    ویرایش توسط saeid : 08-10-28 در ساعت 23:31
    به همه عشق بورز،به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن.

  4. "" #4

    پیش فرض سبک رازی

    برای نگاشتن این مختصر ازخود چنته ای نداشتم. بیشتر قصد معرفی کتا ب مذکورراداشتم که خود نیز بدینوسیله با قلم مرحوم دکتر لطیف ابولقاسمی اشنا گشتم.
    "دراوایل قرن پنجم ،معماری ایرانی ،خرامان خرامان ،دوره جدیدی را اغازید. دوره ای که به همراهی شکوفایی سایر علوم وفنون ،معماری ایران را به نهایت درجه رشد وشکوفایی رسانید .ازجمله علوم مترقی این دوره ،"فلسفه"بود. ازانجا که فلسفه درهر جامعه ای جلودار است،سایر علوم نیز به دنبال ان پیش میروند.
    در این دوره انواع بناها از قصر وقلعه تا میل ومقبره ،ساخته شد. علاوه برتعدد وتنوع بناها،پلانها نیز متنوع گردیدند.انواع گنبدها ازجمله "رک"و"نار" وانواع طاقهای چهاربخش ،کلمبو،ترکین وکاربندی دراین دوره پدیدامد وبه حداعلای خود رسید.
    برخلاف شیوه خراسانی ،دراین سبک به برون گرایی نیز پرداخته شد.همچنین برای پرهیز از یکنواختی وتحول درساختار فضا ، برای اول بار ،فضای بزرگ بدون ستون وجرز با پوششی برجسته ومعتبر در مساجد شکل گرفت.علاوه بران دراطراف صحن نیز تعدادی طاقنمای متعادل ومساوی بوجود امد که بعدها تبدیل به ایوان شدند.مساجددرابتدا تک ایوانه وسپس دوایوانه وچهار ایوانه گشتند.
    ازجمله بناهای سبک رازی که هم اکنون قابل دسترسند:
    برجهای خرقان قزوین،مسجد جامع زواره،برج طغرل،کنبد قابوس و سردر اصلی حرم حضرت عبدلعظیم و...
    برگرفته ازکتاب"هنرومعماری اسلامی"،یادنامه استاد لطیف ابولقاسمی،به کوشش علی عمرانی پور،وزلرت مسکن وشهرسازی

  5. "" #5
    کارشناس نرم‌افزار این‌دیزاین h@ll آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2008
    نوشته ها
    104

    پیش فرض معماری ايران در دوران پس از اسلام

    معماری ايران در دوران پس از اسلام:با ورود تدريجی اسلام به كشورها، نژادهای گوناگون، از اسپانيا تا هند در ساختن تمدن تازه كه «تمدن اسلامی» نام دارد، شريک شدند. پيداست كه در اين ميان سهم همه‌ی ملت‌ها يكسان نيست و آن‌هايی كه با ميراث‌های غنی پيش می‌آمدند، در ساختن بنای فرهنگی تازه اثربخش‌تر بودند. از جمله كشورهايی كه در اين تمدن سهم عمده دارد، ايران است. پس از جنگ، ايران دين اسلام را پذيرفت و ايرانيان هيچ مانعی نمي‌ديدند كه آتشكده‌های دوره ساسانی را به مسجد تبديل كردند. مسجد يزدخواست (بين اصفهان و شيراز) يكی از اين مساجد است. با انتشار بيش‌تر اسلام در اين سرزمين، در هر گوشه‌ای ساخت مساجد آغاز شد.
    مساجد اوليه طرح و نقشه بسيار ساده‌ای داشتند. گو اين كه از معماری اوليه‌ی اين دوره، نشانه‌های اندكی به دست آمده، اما با توجه به همين نمونه‌ها مي‌توان گفت كه طرح و نقشه‌ی اين مساجد شامل يك صحن يا حياط مستطيلی در وسط سلسله طاق‌هايی در اطراف و در سمت جنوب، يعنی قبله، شبستانی است كه به كمك ستون‌هايي، سقف بر آن سايه گسترده است. در اين قرون، معماران ايرانی چندان به دنبال ابداع نبودند، بلكه تنها مي‌كوشيدند آن چه را موجود بود، كامل‌تر كنند. گنبدهای سنگين ساسانی در اين زمان بر فراز پايه‌ی هشت ضلعی منظمی قرار گرفت و مساجد به تقليد طرح‌های محلي، به صورت بناهايی شبيه به چهار طاقی ساسانی البته به صورت كامل‌تر بنا شد.
    كيفيت بنای پايه‌ها و ستون ها و احداث ايوان بلند و طويل و به كار بردن مصالح ساختمانی و تزيينات آجری و گچ‌بری در مساجد اين دوره، عناصر ساختمانی ساسانيان را در معماری مسجدسازی نشان مي‌دهد و نفوذ معماری ساسانی در بناهای مذهبی به درجه‌ای مي‌رسد كه به تدريج اصول معماری اسلامی بر شالوده‌ی معماری ساسانيان پايه‌گذاری می‌شود.
    از معماری اوليه‌ی دوره‌ی اسلامی در ايران نمونه‌های اندكی بر جای مانده است. بناهايی مانند تاريخانه‌ی دامغان، مسجد جامع نايين، مسجد جامع شوشتر و چند بنای ديگر، نمونه‌های اندكی است از آن زمان كه بعضی از آن‌ها از ميان رفته يا تغيير شكل يافته‌اند. كهن‌ترين مسجدی كه از اين دوره به خوبی مانده، مسجد تاريخانه‌ی دامغان است. از سبك معماری بنا مي‌توان آنرا متعلق به اواسط قرن دوم قمری دانست. مناره‌ی مسجد متعلق به دوره‌ی سلجوقيان است ولی اهميت اين مسجد نه تنها به خاطر سبک اوليه‌ی آن بلكه از اين روست كه بسياری از اسلوب ساختمان دوره‌ی ساسانی را داراست. مسجد جامع نايين يكی ديگر از معروف‌ترين بناهای اين دوره است كه در زمان آل‌بويه (اواخر قرن سوم يا آغاز قرن چهارم قمري) ساخته شده است.
    هنر معماری اوليه‌ی اسلام در ايران را به ساخت بنای مسجد نمي‌توان محدود كرد. در اين دوره ساختن مقبره هم مرسوم بود و از سده‌ی چهارم قمری به بعد برپايی مقبره و برج‌های مقبره‌ای رواج داشت و آرامگاه‌هايی از آن زمان به جای مانده است. از جمله مي‌توان به مقبره‌ی اسماعيل سامانی در بخارا و برج قابوس در شهر كنونی گنبد قابوس اشاره كرد. درباره‌ی موارد استفاده از اين مقبره‌ها و برج‌های مقبره‌ای گفته‌اند كه اين برج‌ها، راهنمای مسافران و كاروانيان در بيابان‌ها بوده است يا اگر كسی از كاروانيان فوت مي‌كرد، در اين آرامگاه‌ها يا برج‌ها، كه به طور يقين بانی آن ها هم در آن جا دفن بود، به خاك سپرده مي‌شد. نمونه‌های بسياری از اين گونه مقابر در دوره‌های بعدی در گوشه و كنار سرزمين ايران بنا شده است، چون برج رسكت در قائم‌شهر، برج لاجيم در سوادكوه مازندران، برج رادكان در كردكوی گلستان و برج مقبره‌ای پير علم دار در دامغان. اين برج‌ها به طور معمول در جاهای بلند و به شكل مدور با كلاهكی مخروطی و نيم‌كره ساخته شده‌اند.
    معماری ايرانيان در دوره سلجوقيان: سلجوقيان طايفه‌ای از تركان غُز بودند كه در دشت‌های نزديك درياچه آرال و سواحل خاوری دريای مازندران و در دره‌های سيحون و جيجون سكونت داشتند. در دوره‌ی سلجوقيان، هنر ايرانی گامی بزرگ برداشت و تاريخ هنر ايران، يكی از درخشان‌ترين دوره‌های خود را در اين روزگار سپری كرد. در اين زمان، شهرهای اصفهان، مرو، نيشابور، هرات و ری مركز و مجمع صاحبان هنر و پيشه بوده است و اكنون بسياری از آثار اين هنرمندان، در موزه‌های داخلی و خارجی ديده مي‌شود. شاهكارهای هنری اين هنرمندان شامل معماري، سفال‌سازي، فلزكاري، كتاب‌سازي، خطاطي، تذهيب، نگارگری و بافندگی است. به همين سبب دوره‌ی سلجوقی از لحاظ شيوه‌ی كار هنری در تاريخ ايران مشهور است.
    هنر معماری در اين دوره‌ی درخشان و شكوفا به درجه‌ی كمال رسيد و هنرمندان و معماران چيره‌دست آثار فراوانی پديد آوردند. سلجوقيان در معماری به عوامل و عناصری دست يافتند كه با آن‌ها بتوان مسجدی بزرگ با حياط مركزی و چهار ايوانی و تالار مربع گنبددار، بناهای بزرگ به وجود آورد. اين شيوه‌ی ساختمان، اساس معماری مذهبی و كاروان‌سرا و مدرسه‌سازی ايران است. در اين زمان مسجد در شكل تكامل يافته‌ی ايرانی خود دارای اين ويژگي‌ها شد.
    اين طرح‌ها را مي‌توان در مساجد جامع اصفهان، مسجد جامع زواره نزديك اردستان، مسجد جامع اردستان، مسجد قزوين و مسجد جامع گلپايگان، ديد. اما كامل‌ترين نمونه‌ی چهار ايوانی مسجد جامع اصفهان است كه مجموعه‌ی كاملی از تزيينات دوره‌ی اسلامی ايران را در بردارد. دو گنبد خواجه نظام‌الملك در قسمت جنوبی و گنبد تاج‌الملك در قسمت شمالی مسجد، از نظر تكنيك و زيبايی اثر بسيار چشم‌گيری از دوره‌ی سلجوقی است. در اين مسجد زيبا و كامل به جز سبك‌های مختلف معماري، انواع خطوط كوفي، ثلث و نستعليق به كار رفته است. علاوه بر مسجد بايد از مدرسه‌ها و كاروان‌سراها و مقبره‌های اين دوره هم نام برد. طبق مدارك تاريخي، تعداد بسياری مدارس در شهرهايی مانند: بغداد، نيشابور، توس، اصفهان، هرات، بلخ و ری بنا شده بود. بخش اعظم بناهای غيرمذهبی در اين دوره، شامل كاروان‌سراهاست. اگر چه شبكه‌ی راه و ايجاد جاده‌های خوب، شاهرگ حياتی تجارت يك كشور محسوب مي‌شود، اما در گذشته‌های دور، بدون وجود كاروان‌سراها، مسافرخانه‌ها و ايستگاه‌های ميانراه،استفاده‌ی مطلوب از جاده امكان نداشت. يكی از كامل‌ترين كاروان‌سراهای اين دوره «رباط شرف» در 70 كيلومتری جنوب سرخس در راه قديمی نيشابور مرو است. با وجود خرابي‌های ناشی از مرور زمان، هنوز بسيار زيبا و كامل است. اين كاروان‌سرا دو حياط در شمال و جنوب دارد و در هر يك از اين حياط‌ها چهار ايوان ساخته شده است. در اطراف حياط ها، اتاق‌های متعددی وجود دارد كه جای اقامت و استراحت‌گاه كاروانيان بوده است.
    مقبره‌های دوره‌ی سلجوقی به دو گونه‌ی مختلف به شكل برج و به شكل گنبد؛ ساخته شده‌اند. با طرح‌های چهار ضلعي، چند ضلعي، دايره يا ترك‌دار بيش‌تر مقبره‌های اين دوره دو طبقه‌اند. طبقه‌ی بالا مسجد و طبقه‌ی زير يا دخمه‌ جای دفن اجساد، مقبره‌ی سلطان سنجر در مرو و گنبد سرخ در مراغه، كه هر دو از آجر و كاشی و با طرح چهارضلعی ساخته شده‌، از نمونه‌های آن‌ها هستند. برج مدور در مراغه و سه گنبد در اروميه با طرح دايره‌وار و برج مهمان‌دوست دامغان و برج طغرل در شهر ری با طرح ترك‌دار. برج‌های خرقان و برج دماوند و گنبد علی در ابركوه و گنبد كبود در مراغه (هشت و ده ضلعی هستند).
    ظروف سفالينی سلجوقيان هم به زيبايی كاشي‌های آن دوره ساخته مي‌شد. ظروف باقی مانده از اين دوره از نظر تزيين و رنگ‌آميزی شامل ظروف مينايي، طلايي، فيروزه‌ای و ظروف سفيد هستند كه اغلب بدنه‌ی اين ظروف با مجالس بزم، رزم يا شكار مزين شده‌اند؛ به گونه‌ای كه می‌توان بهترين مينياتور زمان سلجوقيان را در روی ظروف سفالی آن مطالعه كرد. شيشه‌های دوره‌ی اسلامی كه آغاز آن (قرن هفتم و هشتم ميلادی) قرن اول قمری است، از آميختگی ميان تمدن‌های امپراتوری روم خاوری (بيزانس) و پارت و ساسانی، در ايران حاصل شده است.
    در اين زمان همراه با پيشرفت كلی و كيفی هنر سفال‌سازی و شيشه، صنعت فلزكاری نيز مانند ديگر هنرها راه كمال می‌پيمود. برخی از اين ظروف را به طور مشبک ساخته و برخی ديگر را با نقوش كنده‌كاری زينت داده‌اند. در اين صنعت، ترصيع‌‌كاری به ويژه نقره‌كوبی در تصاوير و كتيبه‌ها بسيار ديده مي‌شود. در اين زمان «خراسان» در امر توليد آثار فلزی دارای موقعيت ممتازی بوده است. ادامه‌ی اين هنر را مي‌توان در اين زمان در بين‌النهرين و در موصل پی گرفت. علاوه بر ظروف مفرغی و برنجي، آثار طلايی و نقره‌ای فراوانی از دوره‌ی سلجوقيان در دست است كه ثابت می‌كند جواهرسازی هم در اين زمان رونق داشته است.
    بافندگی از صنايعی است كه هميشه در ايران مقامی والا داشته و تكه پارچه‌ای كه از اين دوره به دست آمده است، حاكی از وجود صنعت پارچه‌های ابريشمی در دوره‌ی سلجوقيان است. اين پارچه‌ها چندان ظريف و زيبا هستندكه با تغيير نور تغيير رنگ می‌دادند. بر اين پارچه‌های سبک و نازک، طرح جانوران و خطوط كوفی ديده می‌شود. صنعت نساجی اين زمان از نظر بافندگی، ابتكار انواع طرح‌ها و زيبايی و تنوع رنگ‌ها به درجه‌ای عالی رسيده است و شهرهای ری، كاشان و يزد مراكز بزرگ و مهم بافندگی اين عصر بوده‌اند. صنعت قالی‌بافی هم در دوره‌ی سلجوقيان رواج داشته است. شكی نيست كه ايران در قالی‌بافی بزرگ‌ترين مركز خاور بوده و ديگر مراكز در اين فن از او تقليد و اقتباس كرده‌اند. كهن‌ترين قالی‌های معروف ايران مربوط به قرن ششم قمری در دوره‌ی سلجوقيان است. اما فراموش نبايد كرد كه فرش پازيريک در دوره‌ی هخامنشيان و هم‌چنين قالی چهار فصل يا بهارستان دوره‌ی ساسانيان از شاخص‌ترين نمونه‌های قالی هنری در ايران به شمار مي‌روند.
    معماری ايران در دوره ايلخانيان و تيموريان:
    مغولان هم چون سلجوقيان با خود متاع فرهنگی و فكری ناچيزی به ايران آوردند. اما در مواردی از صنعت و هنر به پايه‌ی بلندی رسيدند، از جمله مينياتورسازی و نقاشی و تذهيب كتاب از اين عصر آغاز شد. مغولان به تدريج در برابر هنرهای ايران تحت تاثير فرهنگ ايران و فرهنگ اسلامی قرار گرفتند و با پذيرفتن دين اسلام حامی علم و ادب و هنرهای اسلامی شدند، به طوری كه دربار آنان در بغداد، تبريز و سلطانيه مركز اهل علم و رجال ادب و هنر شد. شهرهای مراغه، تبريز و سلطانيه از مراكز مهم قدرت سياسی در اين عهد بودند. رصدخانه‌ی معروف مراغه و تاسيس شهر سلطانيه مربوط به اين زمان است. در اين دوره بناها، به ويژه ساخت مقبره‌ها و آرامگاه‌های برج مانند به همان شيوه‌ی دوره‌ی سلجوقيان ادامه يافت. هم‌چنين نقشه‌ی چهار ايوانی كه از پيش متداول بود، در دوره‌ی ايلخانيان نيز برای بناهای مذهبی مانند مسجد و بناهای غيرمذهبی مانند كاروان‌سرا به كار مي‌رفت.
    معماری دوره‌ی مغول، مانند دوره‌ی سلجوقيان هم جنبه‌ی عمومی داشت و هم جنبه‌ی محلی و همان طور كه بنای مسجد جامع اصفهان دوره‌ی سلجوقی برای معماران ديگر مساجد سرمشق بود، معماران دوره‌ی مغول روش‌های مراكز بزرگ مثل سلطانيه را اقتباس مي‌كردند و در كنار سنت‌های محلی به كار مي‌بردند. هم‌چنين در دوره‌ی مغول به تزيينات بناها بسيار توجه مي‌شد. اين امتيازات از مشاهده‌ی مسجد جامع ورامين، مسجد گوهرشاد مشهد و مسجد كبود تبريز به خوبی ثابت مي‌شود.
    سر درب مسجد ورامين با كاشي‌ها و آجرهای قهوه‌ای رنگ تزيين يافته است. اين مسجد نه تنها از لحاظ ساختمان عظيم و گنبد آجری آن اهميت دارد، بلكه به خاطر تزيينات كاشي‌كاری معرق و گچ بری و كتيبه‌های تاريخی آن جزو آثار مهم هنری ايران به شمار مي‌رود.
    مسجد گوهرشاد اگر چه سر درب و مدخل مستقلی ندارد و يكی از مجموعه بناهای آستانه‌ی امام رضا(ع) است، اما طاق عظيم ورودی آن مملو از كاشي‌كاری و كتيبه‌های مفصلی است. بنای مسجد گوهرشاد از هر جهت زيبا و كامل و يكی از شاهكارهای معماری دنياست. مسجد كبود تبريز از بهترين بناهای قرن نهم قمری است كه در زمان جهانشاه قراقويونلو به دستور دخترش بنا شده است. نقشه‌ی اين مسجد شباهت چشم‌گيری به نقشه‌ی مساجد عثماني‌ها دارد. اين مسجد اگر چه فاقد صحن و حياط مركزی است، اما صحن مركزی كه با گنبد پوشيده شده، به صورت چهار ايوانی ساخته شده است. ورودی مسجد با تزيينات كاشي‌كاری در كمال زيبايی و ظرافت زينت شده است. در اين كاشي‌ها رنگ‌های آبی روشن، آبی پررنگ، خاكستری و سبز چمنی و پررنگ به كار رفته و در برخی موارد گل و بوته و شاخه‌هايی با طلاكاری در آن ديده مي‌شود. كاشي‌كاری و رنگ‌آميزي‌ها در اين مسجد همان گونه استكه هنرمندان در تزيين و تذهيب صفحات كتاب‌ها به كار مي‌بردند.
    علاوه بر معماری مساجد اين دوران، بايد به مقبره‌ها يا آرامگاه‌های اين زمان هم اشاره كرد. مانند گنبد سلطانيه كه يكی از زيباترين بناهای اسلامی و شاهكاری از معماری دوره‌ی ايلخانی است. بنای عظيم گنبد سلطانيه يا مقبره‌ی سلطان محمد اولجايتو (خدابنده) در اوايل قرن هشتم قمری در نزديكی زنجان ساخته شده است. طرح بنای اين گنبد كه از بناهايی مانند مقبره‌ی اسماعيل سامانی و مقبره‌ی سلطان سنجر در مرو الهام گرفته، به عنوان سرمشق و مدل در بناهای ديگري، در ايران يا خارج ايران مورد استفاده قرار گرفته است. مانند مقبره‌ی امير تيمور و تاج محل در هند، گنبد غفاريه در مراغه، مقبره‌ی علاالدين در ورامين، مقبره‌ی تيمور در سمرقند هر كدام زيبايی خاص خود را به نمايش گذارده‌اند. تزيينات آجركاری و كاشي‌كاری رنگی گنبد غفاريه كه با طرح هندسی و گل بوته آرايش شده يا خطوط هندسی زيبای مقبره‌ی علاالدين توام با مقرنس‌های زير كلاهك مخروطی آن يا گنبد كاشي‌كاری فيروزه‌ای رنگ با طرح ترك‌دار در مقبره‌ی تيمور، از زيباترين و چشم‌گيرترين بناهای اين دوران هستند. جلوه‌های اين زيبايي‌ها را مي‌توان در ديگر بناهای اين دوره مثل كاروان‌سراها و مدرسه هم ديد. ايلخانيان برای توسعه و پيشرفت اقتصاد در نقاط كشور؛ به ويژه در ناحيه‌ی شمالی و آذربايجان تعداد بسياری راه‌های ارتباطی ساختند و برای آسايش كاروانيان در مسير اين راه‌ها و جاده‌ها كاروان‌سراهای بزرگ و زيبايی با توجه به اقليم احداث كردند. چون كاروان‌سراهای سرچم در بين راه زنجان و ميانه، يا رباط سپنج در 50 كيلومتری شمال شاهرود.
    دوره‌ی مغول از لحاظ هنري، مانند زمان سلجوقيان عصر ابتكار و ابداع نبود، با اين همه در پاره‌ای بخش‌های هنري، پيشرفت‌های عمده‌ای حاصل شد. در معماری به آرايش و تزيين بيش‌تر از طرح‌های جديد توجه مي‌شد. مينياتورسازی ايران و نقاشی كتاب از اين دوره آغاز شده و در آسمان هنر ايران درخشيد. فن كتابت و استنساخ كتاب در دوره‌ی تيموريان به اوج عظمت و كمال خود رسيده است.
    هم‌چنين بايد افزود كه بر قطعات باقی مانده‌ی ظروف سفالی لعاب دار اين دوران تاثير صنايع چينی كاملا مشهود است و مي‌توان چنين حدس زد كه از جمله كالاهای وارداتی در اين دوره ظروف چينی بوده است و سفال‌سازان ايرانی نيز به تقليد از اين ظروف پرداخته‌اند. اما در امر كاشي‌كاری بايد گفت كه در اين راه تكامل و پيشرفت بسياری صورت گرفت. در ميانه‌ی اين كاشي‌ها به طور معمول شكل انسان يا جانور به صورت لعاب داده و براق نقش شده است و نوشته‌ی دور آن به رنگ سفيد بر زمينه‌ی سورمه‌ای است. نيز در اين دوره، محراب‌هايی با كاشی ساخته شده كه در نوع خود بي‌نظيرند. به طور كلی مي‌توان گفت كه صنعت كاشي‌سازی با بهترين رنگ‌ها و لعاب‌ها و بريدن كاشی به قسمت‌های ريز برای تشكيل قطعات بزرگ موزاييك يا معرق در زمان مغول و به ويژه در عصر تيموريان تكامل يافت و به كمال درجه ترقی رسيد.


  6. "" #6
    عضو فعال pink11 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    113

    پیش فرض معماری دوره اسلامی ایران

    oبرخی از محققان نظیر پروفسور ویلبر معتقدند که اجرای هر طرح معماری به سه عنصر اجتماعی بستگی دارد. آیا میدانید این سه عنصر کدامند؟
    þ1. جامعهای که به آن طرح نیازمند است.
    2. شخص یا اشخاصی که از اجرای طرح حمایت میکنند و هزینه مالی آن را متعهد میشوند.
    3. معمار یا استادکارانی که طرح را اجرا میکنند.
    oآیا میدانید نام کهنترین مسجد ایران چیست و معماری آن از چه عناصر و ویژگی‌هایی برخوردار است؟
    þمسجد جامع فهرج (روستایی در دوازده کیلومتری شرق جاده یزد ـ کرمان) که قدمت آن به قرن اول هجری میرسد، کهنترین مسجد ایران است. شکل عمومی بنای این مسجد ساده می‌باشد و تنها نقوش ساده و زیبایی از هنر گچبری زینتبخش دیوار شرقی آن است. عناصر اصلی معماری این مسجد عبارتند از: حیاط، شبستان، راهرو و مناره. میانسرای مسجد از جنوب به سه دهانه شبستان، از شرق و غرب هریک به دو دهانه ایوان و از سمت شمال به چهار صفه محدود میشود. پوشش صفهها ساده و به شکل نیمگنبد است. مناره مسجد را در قرون بعد، احتمالاً قرن چهارم هجری ساختهاند. همچنین ورودی اصلی مسجد در کنار مناره، بعدها به مسجد اضافه شده است. ویژگیهای خاص معماری این مسجد از قبیل شکل طاقها و قوسها، نوع جزییات تزیینی و نیز مصالح بکاررفته در آن که خشتهایی به ابعاد 5×32×32 سانتیمتر هستند، ثابت میکند که معماری ساسانی و تزیینات آن، منبع الهام معماران ایرانی قرون اولیه هجری در مسجدسازی بوده است.
    oآیا میدانید طراحی و معماری بدیعترین و زیباترین بناهای قدیمی نیمه دوم قرن سیزدهم هجری کاشان که از ظرایف و دقایق چشمنوازی برخوردار هستند، بناهایی همچون خانه طباطباییها، خانه بروجردیها، خانه و کاروانسرای امینالدوله، توسط چه کسی انجام گرفته است؟
    þاستاد علی مریم کاشانی
    oآیا میدانید تزیینات چهارگانه معماری دوره اسلامی ایران کدامند؟
    þ سنگکاری، آجرکاری، گچبری و کاشیکاری
    oدر معماری دوره اسلامی ایران، قرن پنجم هجری به بعد یادآور روی آوردن هنرمندان کاشیکار به شیوههای مختلف تزیینی کاشی در بنا بصورتی بسیار متنوع است. کاشی یکرنگ یکی از این شیوههاست که در اوایل دوره اسلامی زینتبخش بسیاری از بناها بوده است. آیا میدانید معماران ایرانی به چه صورت از کاشی یکرنگ در معماری این دوره استفاده کردهاند؟
    þمعماران ایرانی از اوایل دوره اسلامی در پوشش آجر با لعاب یکرنگ پیشقدم و مبتکر بودهاند و در رنگآمیزی، کاشی آبیرنگ فیروزهای را بیش از سایر رنگها مورد توجه قرار داده و همراه با آجر از کاشی فیروزه‌رنگ استفاده کردهاند و به نحوی مانند نشانیدن نگین انگشتری، تکههای رنگین کاشی را به اشکال هندسی در اندازههای مختلف میان آجرهای قالب‌زده و یا در بین آجرهای تزیینی به صورت کتیبههای کوفی قرار دادهاند. از نمونههای اولیه کاشی لعابدار یکرنگ میتوان از دو قطعه کاشی باقیمانده از یک کتیبه یاد کرد که از یکی از شهرهای معروف دوره اسلامی به نام «جرجان» به دست آمده و تاریخ آن اواخر قرن چهارم هجری است.
    کافه معماری | سایت تخصصی معماری
    Http://www.caffememari.ir

  7. "" #7
    کاربر baba آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    محل سکونت
    بندرعباس
    نوشته ها
    5

    پیش فرض

    سلام
    ویژگی ها سبک رازی:
    1.پلان مسطیل شکل
    2.فضا ایوانی
    3.مصالح اولیه آجر
    4.نوع طاق جناقی
    سبک رازی تحت تاثیر سبک پارتی.پارسی قرار دارد.
    اصلی ترین و متنوع ترین سبک معماری ایرانی سبک رازی است.
    از مهمترین تغیرات سبک حذف فضای شبستانی و ستون های آن و احداث ایوان.گنبد با پلان چهارایوانی می باشد.

  8. "" #8
    عضو ارشد طراحی‌صنعتی idealist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,062

    پیش فرض مرو در دوران اسلامی

    مرو همچون بسیاری از بخش‌های فلات ایران، سده‌ی هفتم میلادی را با تغییرات اجتماعی و سیاسی بزرگی به پایان رساند. یکی از مهمترین شهرهای اشکانی و ساسانی در خراسان قدیم، به زودی به شهری اسلامی تبدیل شد.


    اگر داستان کشته شدن یزدگرد سوم را به آن شکل مرسومی که روایت می‌شود بپذیریم، آنگاه باید گفت مرو شاهد پایان آخرین امپراتوری ایرانیان در پیش از اسلام بوده است. با این حال مطابق برخی تحقیقات جدیدتر، نباید کار ساسانیان را یک سره در مرو تمام شده پنداشت، بلکه احتمالا انتقال قدرت به صورت کامل به حکام عرب و مسلمان طی یک فرآیند طولانی تری صورت گرفته است.
    صرفنظر از این که پس از یزدگرد سوم سرنوشت خاندان ساسانی دقیقا به چه شکل رقم خورده باشد، در این نکته تردیدی نیست که یزدگرد پس از ناکامی‌های متعدد راه خراسان را در پیش گرفت و با تعدادی از سردارانش به آنجا رسید. در تعدادی از منابع، از جمله طبری، خیانت مرزبان شهر مرو، ماهویه، عامل اصلی شکست و قتل یزدگرد سوم ذکر شده است.


    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام: 01_Pipe Gonur.jpg
مشاهده: 577
حجم: 11.2 کیلو بایت
    لوله‌های سفالین آبرسانی در «گنور قلعه» در مرو باستان


    اهمیت ویژه‌ی آسیای میانه و خراسان به دلیل قرار گرفتن بر سر یکی از مهمترین راه‌های ارتباطی و بازرگانی میان شرق و غرب باعث شد تا از همان ابتدا حکام و سرداران عرب توجه ویژه‌ای به این منطقه نشان دهند. در سال ۶۷۱ میلادی، زیاد ابن ابیه، از سرداران عرب که پیش از آن به شهر استخر فرستاده شده بود، پنجاه هزار سرباز عرب را به مرو فرستاد. با استفاده از مرو به عنوان پایگاهی مهم ، اعراب توانستند شهرهای مهم دیگری را مانند بلخ و بخارا و فرغانه و کاشغر فتح کنند و در ابتدای سده‌ی هشتم میلادی به مرزهای چین و استان گانسو در آن کشور نفوذ کنند.
    در خارج از حصارهای شرقی «گیور قلعه» در مرو باستان، هم اکنون ویرانه‌های یک شهر محصور دیگر به چشم می‌خورد که احتمال داده می‌شود محل اسکان و زندگی این پنجاه هزار نفر مهاجر و سرباز عرب بوده باشد. بخش وسیعی از این منطقه تاریخی بر اثر برنامه‌های توسعه روستایی در زمان اتحاد جماهیر شوروی سابق از میان رفت.




    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام: 02_Sultan Kala.jpg
مشاهده: 422
حجم: 36.6 کیلو بایت
    بقایای ساختمانی در «سلطان قلعه» یا ارگ شهریاری در مرو


    در ذکر رویدادهای تاریخی مهمی که با نام مرو گره خورده‌اند، نمی‌توان از جنبش ابومسلم خراسانی و فتح مرو غافل شد. نخستین گروندگان به ابومسلم را نیز مردمانی از مرو و روستاهای اطراف آن ذکر کرده‌اند. با فتح مرو به عنوان مرکز خراسان، ابومسلم در ساختمان حکومتی مرو جای گرفت.
    با برسرکار آمدن عباسیان، ابومسلم همچنان به عنوان حمکرانی ایرانی و نسبتا مستقل در خراسان به حکومت پرداخت و حوزه نفوذ خود را در آسیای میانه افزایش داد و در مرو مسجد، بازار و دارالاماره‌ای بزرگ ساخت، تا این که سرانجام توسط عباسیان که از قدرت رو به افزایش او در هراس بودند به قتل رسید.
    بقایای مسجدی که ابومسلم آن را ساخت اکنون در مرکز «سلطان قلعه» در مرو وجود دارد و به وضوح می‌توان دید که مسجد مرکز یک طرح شهرسازی برای توسعه شهر جدید بوده است؛ طرحی با خیابان‌کشی و ساختار آبرسانی منظم. این ساختار آبرسانی بر پایه‌ی تعداد زیادی نهر و جوی آب و آب انبار در هر محله شکل گرفته بوده و اکنون بقایای آن در حفاری‌های باستان شناسی قابل رویت است. چنین طرح بزرگی برای گسترش شهر مسلما مبتنی بر نیازهای مرو به عنوان مرکز خراسان و از مهمترین شهرهای ایران و دستگاه خلافت عباسی بوده؛ شهری که مدام بر نفوذ و اعتبارش افزوده می‌شده است.


    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام: 03_Ice House.jpg
مشاهده: 541
حجم: 76.6 کیلو بایت
    بخشی از گنبد یک یخچال بزرگ در مرو


    خاندان مشهوربرمکیان نیز در مرو نفوذ گسترده‌ای داشت. برمکیان خاندانی ایرانی بودند که در زمان خلافت عباسی توانستند به قدرت فراوانی دست پیدا کنند. از جمله اقدامات مهم فرهنگی برمکیان، تشویق به برپایی نهضت ترجمه و برگرداندن تعدادی از آثار مهم علمی از زبان‌های مختلف از جمله یونانی به عربی بود.
    مرو شهر بزرگ مهاجران بود، مهاجرانی از سرزمین‌های عربی و مهاجرانی از سغد و نقاط دیگری در آسیای میانه. طرح شهرسازی و آثار معماری مرو، تاثیر به سزایی در بازسازی بغداد دوران عباسی داشت. در یک دوره کوتاه، مامون خلیفه عباسی، پایتخت خود را به مرو منتقل و علی بن موسی الرضا، امام هشتم شیعیان را به آنجا دعوت کرد.
    در این زمان «سلطان قلعه» یا شهر جدید آرام آرام جایگزین «گیور قلعه» یا شهر قدیم شد و به مرور حصارهای شهر قدیم رو به ویرانی رفتند ولی تعدادی از مراکز صنعتی در این منطقه شکل گرفتند و در نهایت شهر قدیم به صورت مرکز صنعتی شهر جدید درآمد.
    «سلطان قلعه» همچنان به رشد و گسترش خود تا زمان سلجوقیان نیز ادامه داد. سلجوقیان سلسله‌ای از ترکمان‌های ساکن اطراف آرال و آمودریا و سیردریا بودند که توانستند در سده‌های پنجم و ششم هجری (یازدهم و دوازدهم میلادی) بر بخش‌های وسیعی از آسیای میانه گرفته تا ایران و آسیای غربی حکومت کنند. سلجوقیان با به قدرت رسیدن، مرو را به عنوان پایتخت خود برگزیدند.


    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام: 04_Sultan Sanjar.jpg
مشاهده: 863
حجم: 18.5 کیلو بایت
    آرامگاه سلطان سنجر


    به حکومت رسیدن سلجوقیان تاثیرات مهم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برای ایران به همراه داشت. اما در زمینه معماری و هنر نیز عصر سلجوقیان را باید یکی از دوره‌های مهم و پربار معماری در سده‌های میانی به حساب آورد. دوره‌ای که با خلق شاهکارهای بزرگی به همراه بود. و مسلما یکی از این شاهکارها، آرامگاه سلطان سنجر در شهر مرو است. در شهرهای دیگر نیز یادگارهای مهمی از این دوران باقی مانده است.
    در گفتار بعدی به ویژگی‌های معماری و هنری آرامگاه سلطان سنجر خواهیم پرداخت.


    نوشته‌ی بیژن روحانی - رادیو زمانه

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •