نور سنجی در عکاسی راهنمای کاربردی نقاشی پرتره آموزش طراحی بدنه خودرو آموزش راینو

خدمات دانشجویی و طراحی کافه دیزاین

آموزش طراحي خودرو اسکچ و راندو (دستی + کامپیوتری) - کلاس‌های حضوری

نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5

موضوع: بازار ایرانی

  1. "" #1

    پیش فرض بازار ایرانی

    یکی از ابنیه مهم و جالب توجه کاشان ، بازار بزرگ و قدیمی آن است . بنای اولیه بازار را به اوایل قرن هفتم هجری قمری/ سیزدهم میلادی نسبت می دهند ؛ ولی در دوران صفوی از رونق بیشتری برخوردار بوده است . این بازار با آراستگی و طرح بسیار عالی ساختمانی اش ، بسیار با شکوه است .
    بازار کاشان که از عهد سلجوقیان تا زندیان از مهمترین و زیباترین بازارهای ایران بود ، در اواخر قرن دوازدهم هجری قمری / هجدهم میلادی بر اثر زلزله به کلی ویران شد؛ اگرچه در دوره قاجاریان ، خصوصا در عهد فتحعلی شاه قاجار و ناصرالدین شاه ، به نحوی مطلوب بازسازی شد و رونق گرفت . در دوره پهلوی اول ، بر اثر احداث خیابان ، بخش های مهم و ارزنده ای از آن ، از بین رفت . با این حال ، این مجموعه همچنان از مجموعه های ارزشمند بناهای بازار در ایران محسوب می گردد و از هر یک از اقسام بناهای بازار ایران می توان نمونه کاملی در آن یافت ( زنده دل ، 1377 ، 96 ) .
    بازار مسقف کاشان تقریبا از شمال شرقی به جنوب غربی ، حد فاصل خیابان های اباذر ( تقاطع با میدان دروازه دولت یا شهید مطهری ) تا خیابان بابا افضل ( تقاطع با میدان کمال الملک ) امتداد دارد و نسبت به سطح خیابان ها و بناهای اطراف در زمینی بلندتر بنا شده است . تمام طول خیابان های اصلی بازار کاشان دارای سقف های گنبدی شکل حفره دار از جنس آجر ، خشت و کاه گل می باشد . در مجموعه این بازار ، ده ها کاروان سرا ، تیمچه ، آب انبار و .... وجود دارد که هریک نقش و اهمیت ویژه ای دارند . در مجموعه تاریخی بازار بزرگ کاشان علاوه بر راسته بازارهای اصلی مانند مس فروشان ، زرگرها ( طلافروشان ) ، کفاشان ، فرش فروشان ، بزازها و بازارچه های میانچال ، ملک ، ضرابخانه ، رنگرزها ، مساجد ، کاروانسراها ، تیمچه و حمام ، آب انبارهای مختلفی وجود دارد که هر یک از آن ها در دوره ای خاص ساخته شده است .
    عناصرى چون راسته اصلى، راسته هاى فرعى، دالان، چهارسو (چهار سوق)، ميدان و جلوخان را مى توان از فضاهاى شهرى و ارتباطى بازار دانست. اغلب بازارهاى ايران به صورت خطى شكل گرفته اند و با اهميت ترين مسير با حجره هاى اطرافش، راسته اصلى بازار را شكل مى دهد و در امتداد راسته اصلى، اصناف و مشاغل معتبر قرار مى گرفتند. توسعه و گسترش بازار در معابر و مسيرهاى فرعى موجب به وجود آمدن راسته هاى فرعى مى شوند. فراوانى راسته هاى فرعى به رونق فعاليت هاى اقتصادى بستگى دارد. اغلب، هر راسته فرعى مختص يك صنف مشخص بوده است. دالان معمولاً در بازارهاى سنتى عملكرد ارتباطى بين راسته هاى بازار با يك فضاى معمارى را داشته است ( پیرنیا ، 1372 ، 124 ) . در بازار كاشان راسته اصلى، مجموعه ميانچال به عنوان كانون اصلى بازار مى باشد كه بر خلاف الگوهاى ديگر، شكل خطى ندارد . وجود چهار سوق ميانچال و راسته هاى فرعى يا بازارچه هاى كفاش ها، بزازها، ريسمانچى ها و بازار ملك از حیث فضا بر شکوه و جلال این مجموعه می افزاید. چهارسو یا چهارسوق محل تقاطع 2 راسته مهم بازار است که از حیث اقتصادى و اجتماعى بسيار با اهميت بوده است. راسته مسگرها از ميدان دروازه دولت تا ميدان سنگ (مسجد ميرعماد) به عنوان يكى از پررونق ترين راسته هاى بازار كاشان به حساب مى آيد (کلانتر ضرابی ، 1356 ، 424 ) . اين اثر تاريخيدر شهريور ماه ۱۳۵۵به شماره ۱۲۸۴در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است .
    در میان آثار تاریخی بازار ، تیمچه امین الدوله از شهرت ویژه ای برخوردار است که در حال حاضر به همراه تیمچه حاج محمد حسین ملک التجار و سرای بروجردی ها ، شامل حجره های فرش فروشی می باشد .
    از جمله بناهای متعدد فرخ خان غفاری کاشی ملقب به امین الدوله ، سرای سرپوشیده ای در چهارسوق بازار معروف به میان چال که در سال 1285 ه.ق / 1868م ساختمان آن به پایان رسیده و دارای سه طبقه بنای مستحکم و سقف مرتفع با دهنه وسیعی می باشد که نظیر آن بدین عرض و طول و عظمت و با شکوه در جای دیگر دیده نشده ؛ زیرا علاوه بر زیباییها یی خیره کننده و شاهکارهای هندسی که این بنا را ممتاز و در نوع خود بی مانند ساخته ، به ویژه در استحکام ساختمان و طرح نقشه و معماری آن چنان دقت و مهارتی به کار برده شده که پس از صد سال هنوز کوچکترین رخنه و شکافی در اساس و بنیان این بنا پیدا نشده است . ... این کاروان سرا به وسیله دو درب بزرگ چوبی به بازار مربوط می گردد ؛ یک در از چهارسو به صحن کوچک هشت ضلعی و دیگری به صحن بزرگ مربع مستطیل شکل جنوبی ؛ و در حقیقت از مجموعه آن ها سرای واحدی به وجود آمده که به عقیده کارشناسان فنی ، یکی از بهترین شاهکارهای برازنده معماری اصیل ایران در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری / نوزدهم میلادی و نماینده فنون گوناگون این هنر به شمار می رود( نراقی ، 1382 ، 200) . دیولافوای فرانسوی اواخر قرن گذشته هنگام مسافرت خود به ایران درباره کاروان سراهای کاشان و به خصوص در مورد تیمچه امین الدوله چنین اظهار عقیده می کند: « بازار این شهر وسیع است و سقف آن دارای گنبد های کوچکی است که به هم پیوسته و جا به جا کاروانسراهایی است که مخزن مال التجاره می باشد... یکی از بهترین نمونه های آن ها کاروانسرای تازه ای است که شکل آن مانند منشور مربع القاعده ای است و دو طرف آن درب ورودی دارد. تمام بنا با آجر است ، در سقف آن هم سه روزنه بزرگ است که به قدر کافی محوطه را روشن می کند ... » ( دیولافوا ، 1369 ، 195 ) .
    این تیمچه یک هشتی و یک فضای میانی دارد و حجره ها در دو طبقه در پیرامون آن ها استقرار یافته است. فضای میانی یعنی مهم ترین فضای تیمچه ، قاعده ای منظم دارد ؛ اما شکل آن از اشکال ساده و تعریف شده هندسی نیست ، این تقسیم در طاق نیز محسوس است : هر سه قسمت فضا طاقی مدور دارد ، اما طاق میانی بزرگ تر و مرتفع تر است. هر طاق یزدی بندی کم نظیری دارد که سطح آن را به ظرافت تمام به آلت های یزدی خرد کرده و تراش داده است . آن چه ظرافت این طاق های تراش خورده را آشکار تر می سازد نور پردازی زیبای فضاست . طاق ترکیبی است از آجر کاشی فیروزه ای و لاجوردی . در بدنه فضا ، سطح چوبی وسیع ارسی ها ، که امروزه اکثر آن ها برچیده شده اند ، نیز به این ترکیب افزوده می شود. فضای میانی ترکیبی است از آجر ، چوب ، کاشی ( گاه به صورت معقلی در طبقه بالا و گاه به صورت معرق با نقوش هندسی در لچکی قوس های طبقه پایین ) ؛ گچ در مقرنس ها ، سنگ در ازاره ها . سقف پرکار و تراش خورده ، بدنه طبقه بالا را در خود فرا گرفته و در واقع بر تمام فضا سیطره یافته است . با این ترکیب لطیف سطح ،حجم ، مصالح ، نور و رنگ ، فضایی آرام و اثیری پدید آمده است که در آن شکل سقف و نورپردازی حرف آخر را می زند. در کف تیمچه درست در زیر روزن اصلی طاق ، حوضی به شکل هشت جایی است برای بازی نور ، آب و آیینه ای است برای سقف زیبا و روزن های آن .

    1.پیرنیا ، محمد کریم (1372) ، آشنایی با معماری اسلامی ایران ، تهران: دانشگاه علم و صنعت ایران ، چاپ اول.

    2. دیولافوا ، ژان ، دونور ، شوالیه ( 1369 ) ، ایران ، کلده و شوش ، ترجمه : علی فره وشی ، تهران : دانشگاه تهران ، چاپ چهارم.

    3. زنده دل ، حسن ( 1377 ) ، استان اصفهان ( مجموعه راهنمای جامع ایرانگردی ) ، تهران : ایرانگردان ، چاپ اول .

    4. کلانتر ضرابی ، عبدالرحیم ( 1356 ) ، تاریخ کاشان ، به کوشش ایرج افشار ، تهران: امیرکبیر ، چاپ اول .

    5 . نراقی ، حسن ( 1382 ) ، آثار تاریخی شهرستان های کاشان و نطنز ، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ، چاپ دوم.



  2. "" #2

    Arrow بازار قدیمی همدان

    سلام مطلبی که براتون میذارم مربوط به تحقیقم درباره بازار همدان هست ولی چون خیلی طولانیه فقط قسمتی از اون رو میذارم ولی اگه به نظرتون جالب بود بهم بگید تا بقیه اش رو هم بذارم.

    بازار:

    در طول شكل‌گيري روابط اجتماعي شهر و در پي تقابلهاي مختلف فكري و تبادلات گوناگون اقتصادي زمينه‌هاي نزديكتر تفاهم بين مسايل ديني و روحانيت، از يكسو و موضوعات دنيايي و تجار و پيشه‌وران و دهقانان، از سوي ديگر منجر به نزديكي نسبي آنها با يكديگر مي‌شد. طبيعي است كه تكوين سازمان شهر نيز از اين گرايشها پيروي نموده و مسجد جامع و بازار اطراف آن دقيقاً بر فصل مشترك فضايي اين دو گروه اجتماعي بنا گرديد. هرچند منطقه نظاميان و صاحب منصبان نيز در مجاورت هر دو گروه بود، ولي، اتصال عيني آنها، فاقد خصلت ارتباطي در حد بازار و مسجد جامع بود.
    تغييرات اجتماعي و تحولات زيستي معاصر تا حدود زيادي اين انسجام را بر‌هم ريخت و آن ارتباط تنگاتنگ را تا حدودي منفصل كرد؛ زيرا از يك طرف، ظهور "ماشين" به مفهوم اعم و ورود "اتومبيل" به معناي اخص آن در زندگي شهري، بافت شهر را تغيير داد و كوچه‌هاي مالرو بهخيابان ماشين‌رو بدل گرديد و بين بازار و مسجد، اندكي فاصله انداخت، از طرف ديگر، شكل و حجم معاملات نيز به تبع گستردگي جامعه، گسترش يافت و ضمن اينكه برخي از مشاغل و صنوف منسوخ شد، آرامش حاكم بر حجره‌هاي بازار، اكنون، جوابگوي سرعت ماشيني و مبادلات انبوه و سريع نبود؛ لذا، به تدريج تجارت از "قلب بازار" به "دست خيابان" افتاد و ارتباطات چهره به چهره به مبادلات سفارشي و معاملات تلفني بدل گرديد.
    حجره‌ها متروك ماند، راستاها كم رونق شد، سراها و كاروانسراها از جنب و جوش افتاد و بالاخره بسياري از كاربري‌هاي اراضي، مكانها و فضاها دگرگون گرديد.
    راه تجاري معروف به راه ابريشم را مي‌توان تا سال 1700 ميلادي (پيش از گسترش تجارت دريايي) يكي از مهمترين راههاي تجاري دنيا به شمار آورد. اين راه از بندر اسكندرون در كرانه شرقي درياي مديترانه شروع شده و پس از گذشتن از حلب، دمشق، هيت، بغداد، خانقين، كرمانشاه، همدان، ري و خراسان از يك سوي به طرف مرو، بخارا، سمرقند و سپس به چين و از سوي ديگر به طرف شرق و قندهار مي‌رفته و پس از عبور ارتفاعات افغانستان فعلي به هند رسيده است و در واقع، تا حفر كانال سوئز در سال 1869 تنها راه تجاري بين غرب و شرق بوده است و كليه شهرهاي واقع در مسير اين جاده از آبادترين شهرهاي آن زمان به شمار مي‌رفتند. پس از فتح كانال سوئز كالاهاي تجاري يا از مسير قبلي و يا از طريق خليج فارس و بندر بصره به بغداد مي‌آمد و كالاهاي مورد نياز ايران در همدان پياده و تقسيم مي‌شد. امر تجارت در مسير بصره، بغداد، همدان... پس از ايجاد خط آهن بصره- بغداد به اوج خود رسيد و اين دو شهر از مراكز عمده تجارت آن زمان شد. بازرگانان اروپايي، غرب، ترك، روس و چيني و هندي در اين دو شهر تجارت‌خانه‌هاي متعددي داشتند. ولي در عين حال كليه امور تجارت در اين مسير توسط شركت انگليسي هند‌شرقي كنترل و اداره مي‌شد و دولت وقت (سلسله قاجاريه) امتيازات چشمگيري به تجار انگليسي داده بود، به طوري كه در اواخر سال 1870(قبل از فتح كانال سوئز) دو سوم كالاهاي صادره از اروپا از طريق بغداد و همدان به مشرق فرستاده مي‌شد.
    وسيله نقليه در آ،زمان مال و شتر بود. فاصله مسافت بغداد به همدان 15 تا 20 روز طي مي‌شده است، مقدار صادرات ايران پس از فتح كانال سوئز از طريق بغداد حدود 20 ميليون تومان يا 182000دينار بوده و اين خود تقريباً نيمي از صادرات كشور را تشكيل مي‌داده است.
    كليه كالاهاي صادراتي كشور به طرف بازارهاي غرب، ابتدا به همدان حمل مي‌شد و سپس از طريق بغداد به ساير نقاط دنيا منتقل مي‌گرديد. پس از ايجاد خطوط راه آهن سرتاسري ايران


    مشخصات تاريخي مجموعه
    بررسي تاريخچه و روند توسعه كالبدي قطعه
    قطعة مورد مطالعه در محدوده بين خيابان‌هاي باباطاهر- اكباتان و اكباتان- شهدا قرار دارد و عمدتاً بافت بازار قديم همدان را شامل مي‌گردد. رود الوسجرد كه يكي از عناصر عمده تعيين كننده در روند توسعه كالبدي شهر همدان بوده است از قسمت جنوب شرقي قطعه واجد اولويت عبور مي‌نمايد.
    فضاي جغرافيايي فوق كه محدوده استقرار بازار را تشكيل مي‌دهد طي طول تاريخ پيدايش همدان از زمان اشكانيان تا كنون همواره جزء ساخت كالبدي همدان بوده است.
    از نوع كاربري قطعه واجد اولويت در زمان اشكانيان اطلاع دقيقي حاصل نيست ولي از محتواي مضامين و نوشته‌هاي مورخين، مي‌توان اين فرض را پذيرفت كه در آن زمان محل فوق نزديك ارگ سلطنتي و خزانه قرار داشته است. زيرا هگمتانه يا همدان كنوني و تيسفون دو شهر مهمي بوده‌اند كه به عنوان ضرابخانه و خزانه حكومتي انتخاب گرديده‌اند و تپه مصلي به عنوان دژ نظامي در قسمت فوقاني مسلط بر فضاي قطعه، حفاظت از محدوده خزانه را عهده‌دار بوده است. وضعيت كالبدي و نوع كاربري ارضي قطعه در زمان سلوكيان و ساسانيان تا ظهور اسلام اطلاع روشني در دست نيست، جز آن كه مي‌دانيم در اين زمان اين محدوده جزء محدودة زير ساخت شهر قرار داشته است.
    بعد از ظهور اسلام و جنگ نهاوند، شهر همدان مانند اكثر نقاط ايران آن روز، تحت حكومت عباسيان و علويان قرار مي‌گيرد. از نوشته‌هاي مورخين اسلامي مي‌توان تا حدود زيادي به وضعيت نزديكي شهر همدان در آن دوران پي برد. همدان در سال 319 ه.ق مورد هجوم و فتح ديلميان قرار گرفت و از اين زمان به عنوان پايتخت انتخاب گرديد.
    در آثار مورخين اسلامي از اين دوره، به عنوان دوره‌اي جديد كه شهر همدان به شيوه شهرهاي اسلامي داراي تقسيمات مشخص و سلسله مراتبي فيزيكي شامل كهندژ و شارستان و ربض است نام مي‌برند.
    نام بازار همدان براي اولين بار در نوشته‌هاي سياحان اين دوره منعكس مي‌گردد. ابوالقاسم محمد ‌بن حوقل، كه از مورخين و سياحان اسلامي معروف قرن چهارم ه.ق محسوب مي‌شود در كتاب خود از بازار همدان نام مي‌برد.
    با توجه به اينكه طبق نظر اكثر ايران شناسان، تغييرات در ايران قديم بسيار به كندي صورت مي‌گرفته است، مي‌توان اين فرض را نزديك به يقين دانست كه بازاري كه محمد ‌بن حوقل از آن نام مي‌برد در محدوده بازار فعلي همدان قرار داشته است و به عبارت ديگر بازرا فعلي همدان بر روي بازار دوره ديلميان(قرن چهارم) بازسازي و استوار گرديده است.
    شهر همدان از بعد از ظهور اسلام نيز غالباً مورد تاخت و تاز اقوام مختلف بوده و چندين نوبت تخريب گرديده است. در زمان هولاكوخان مغول به موازات تخريب شهر، منطقه بازار نيز تخريب گرديده است.
    مجموعه عناصر متشكله قطعه مورد مطالعه شامل سراها، مراكز مذهبي، مراكز تجاري جديد، مراكز تجاري حاشيه‌اي و راسته‌ها مي‌باشند.
    الف- سراهاي صفوي:
    سراهايي را كه بر اساس سبك معماري و عناصر بكار رفته در آنها مي‌توان مربوط به دوران صفويه دانست و سراي گلشن و ميرزا كاظم در دو سوي راسته اصلي هسته اوليه بازار بوده و هم اكنون نيز از بخشهاي فعال بازارند.
    ب- سراهاي قاجار:
    اين سراها كه در بافت بازار داراي اكثريتند، عمدتاً سراهايي هستند كه در مرحله دوم توسعه بازار احداث شده و هسته اوليه را در بر مي‌گيرند، مهمترين اين بناها كه در حال حاضر وجود دارند عبارتند از سراي قلمداني، سراي نو، سراي صفر‌خان، سراي گمرك، سراي شريفيه، سراي پيغمبر و سراي حسين‌خاني كه سراي اخير با فاصله دورتر از بافت اصلي بازار واقع شده و خارج از قطعه مي‌باشد.
    ج- راسته‌هاي بازار:
    از راسته بازار‌هاي موجود راسته‌هاي كفش‌دوز‌خانه، صحاف‌خانه، موتوبخانه، قيصريه و تيمچه كاشيها كه همزمان با سراهاي گلشن و ميرزا كاظم و مجائر با آنها ساخته شده‌اند(دوره صفويه) به لحاظ سبك معماري و مصالح و تكنيك ساخت كه آنان را همچنان سر‌پا نگه داشته است، داراي ارزش مي‌باشند و باقي راسته‌ها فاقد ارزش معماري و هنري هستند.
    د- مراكز مذهبي:
    سه مركز عمدة مسجد جامع، مسجد پيغمبر و امام‌زاده شاهزاده حسين عناصر واجد ارزش درون محدوده مورد مطالعه هستند.



    مشخصات ويژگيهاي عرصه و عيان

    نحوه استقرار كالبد در زمين
    بافت منسجم و به هم پيوسته بازار بوسيله خيابان اكباتان به دو پاره تقسيم شده است به طوريكه قسمت اعظم در غرب خيابان اكباتان قرار گرفته است. بافت بازار منطبق بر خصوصيات اقليمي مناطق سرد، بافتي فشرده و به هم پيوسته است كه در بعضي قسمتها بوسيلة فضاي باز، گشوده شده است.
    اين فضاهاي باز كه در حقيقت حياط‌ها و نقاط مركزي سراهاي بازار هستند، در راستاي شمال غربي- جنوب شرقي، امتداد يافته‌اند. تنها يك مورد استثنا وجود داردكه مربوط به صحن مسجد جامع است و امتداد آن نيز به سبب جهت‌گيري در راستاي قبله، از راستاي شمال غربي- جنوب شرقي، منحرف شده است.
    همانطور كه عنوان شد، بافت بازار توسط خيابان اكباتان به دو پاره تقسيم شده است؛ اين مسئله سبب گشته است كه كالبد بازار، تنها در مجاورت خيابان به يك‌باره تغيير راستا داده و در امتداد آن جهت‌گيري نمايد و لذا گسترش بافت جديد در امتداد خيابان باعث شده است كه در محل اتصال اين قسمت و بافت قديم بازار، اغتشاشي بوجود آيد. سطح كل مورد طراحي كه بخش عمده‌اي از بازار فعال امروزي را تشكيل مي‌دهد، 6/10 هكتار است كه 7/5 آن را كالبد و الباقي را فضاها خالي در برگرفته‌اند.

    ويژگيهاي ساختار كالبد مجموعه

    كرونولوژي مجموعه و اجزا
    ديرينه شناسي بازار همدان به واسطة تغيير و تحولات اساسي كه طي قرن متمادي تحمل نموده بر اساس بناهاي موجود ناممكن است. اگرچه به اشارة مقدسي[1]و ابن حوقل[2]
    قدمت ساختمان اولية بازار مربوط به دورة سامانيان است، ليكن بجز بناي كاروانسراي گلشن كه متعلق به عهد صفوي است، بخش‌هاي عمده بازار كنوني در دورة قاجار و يا پهلوي ساخته شده‌اند. با اين حال، بر اساس مدارك موجود، حتي پيش از هرودوت در پايتخت مادان يعني هگمتانة باستان، نه تنها داد و ستد و بازرگاني از ديرباز بسيار پررونق بوده بلكه يك نهاد بانكي و بانكداري پيشرفته و تقريباً امروزي نيز جهت تسهيل امور تجاري و مبادلات كالايي در آن شهر داير و فعال بوده است. بايد دانست كه همدان به لحاظ جغرافيايي در مركز تقاطع شاهراههاي شمال به جنوب و مغرب به مشرق (شاهراه خراسان) قرار گرفته كه از قديمي‌ترين ادوار ماقبل تاريخي يك چهارراه نظامي- سياسي و تجاري- كارواني به شمار مي‌آمده است بنابراين طبيعي است كه مركز مبادلات كالايي و بازارگاه نيز باشد.

    بانكداري خصوصي همچون يك كار بازرگاني در بابل نخست در پادشاهي كاندالانو (648 تا 629 ق.م) پيدا شد. در همان آغاز اعضاي دو خانوادة بانكدار بزرگ، خانوادة "اگيبي" و خانواده كه اهميت‌تر "ايرانو" بودند كه "اگيبي‌ها" يهودي بودند و موسس بانك ايشان يعغوب نام داشت.
    دربارة فعال بودن بانك خانواده اگيبي در بابل طي سالهاي 460 تا690 ق.م (نزديك به دو سده و نيم) اطلاع در دست است و اسناد مربوط به آن از زمان كوروش و كمبوجيه (بين 520 تا 575 ق.م) وجود دارد. بانك اگيبي يهودي در هگمتانه شعبة معتبري داشته و خود ((اتيو مردوك بالاتو)) رئيس بانك، طي سالهاي 537 تا 553 ق.م در آن شهر بوده و البته با برخي ديگر از شهرهاي ايران داد و ستد هم داشته‌اند.[3]
    غرض از نقل اين مطالب يادآوري اين نكته است كه بخشي عمده و اساسي از تجارت و صرافي شهر همدان از همان دوره مادان و باستان در دست يهوديان عابر در آنجا بوده چنان كه در دوران اخير- عهد قاجار و پهلوي نيز بخشي از رونق تجاري شهر مرهون بازرگانان يهودي همداني و بغدادي كه جاي يهوديان بابلي باستان را گرفتند- به حساب مي‌آيد. علاوه بر رونق امر تجارت در آن روزگار، مي‌توان از ترقي صنعت نيز سخن گفت زيرا چنانكه از گزارش يك هيئت آتني با رياست اپيليخوس به نزد داريوش دوم هخامنشي (در سال 423 ق.م) بر مي‌آيد، اريستوفان ازحابة بسيار گرانبهاي ((كائوناكس)) كه در اكباتان (همدان) بافته شده بود اطلاع پيدا كرد.[4]
    بالاخص صنايع طلا‌كاري، اسلحه‌كاري، زينگري، علاوه بر بافندگي و سفالگري در هگمتانة باستان شهرت وافر داشته است. پيداست كه شاغلان پيشه‌هاي مزبور صانعان درون سور ربض شهر، معمولاً حول معابد (چنانكه پيرامون مساجد اسلامي هم ملاحظه مي‌شود) تجمع مي‌يافتند و تدريجاً بصورت ((راستوان)) (پهلوي) يا راسته‌هاي اصناف و حرف و به گونه بازارهاي خريد و فروش شكل يافتند. اگر آنچه ياقوت حموي (متوفي به سال 628 ه.ق) در اوصاف همدان كهن گفته مورد سنجش با ادوار قديم و جديد قرار گيرد، اهميت آن شهر از لحاظ بازار و بازرگاني و پيشه‌ها و پيشه‌وري اهالي آنجا طي تاريخ طولانيش معلوم مي‌گردد. به گفتة وي[5]راستة صيرفيان (زرگران) در ((سنجاباد)) بوده كه كاخ ويرانة آنجا گنج خانه بوده است كه در سدة ششم (زمان تاليف اين مطالب توسط وي) آن قريه در دو فرسنگي شهر واقع است. راستة پارچه فروشان در ديهي بود كه بدان برشيقان (پارسيكان) گويند. توصيفات ديگري از راسته بازارهاي همدان طي سدة ششم- كه پايتخت سلاجقة عراق عجم بوده- در دست است كه بايد گفت همة آنها در پي تازش مغولان به شهر در سال 618 قمري و ويران سازي و آتش سوزي مهيب از ميان رفتند
    نخستين كسي كه از بازار همدان سخن گفته، مقدسي است كه در قرن چهارم هجري (همزمان با سامانيان) از آن چنين ياد مي‌كنند: ((آن شهر سه رديف بازار داشته كه مسجد جامع در يكي از آنها بوده و ساختماني كهن داشته است)).[6] ابن حوقل نيز در قرن چهارم هجري در توصيف سرزمين جبال از همدان به عنوان بزرگترين شهر ياد مي‌كند كه قيمت كالاها در آن ارزان، تنوع آنها بسيار و تجارت در آن رايج بوده است.[7] بنابراين مي‌توان براي همدان در اين دوره رونق اقتصادي قابل توجهي تصور نمود به طوري كه در زمان آل‌بويه، پايتخت آنان بوده است.[8]
    يك قرن پس از ياقوت حموي، حمد‌الله مستوفي مي‌نويسد:
    ((همدان در ابتدا شهري بسيار بزرگ بوده كه بازار زرگرانش بر زمين ديه بوده)).[9] با اينكه همدان از حملات ويرانگر مغولان مصون نماند، رونق اقتصادي نسبي آن چنان بوده كه بازار زرگرانش توجه حمد‌الله مستوفي را جلب نموده است.
    پس از توصيفي اجمالي از اولياء چلبي در سال 1065 قمري در مورد همدان موجود است كه آنجا را يك ((شهر تجاري)) ناميده و مي‌گويد:
    ((بازرگانان هند و سند و روم و عرب و عجم را با ما‌ل‌‌التجاره‌شان در آنجا ديدم)). سپس به توصيف پارچه‌هاي همدان پرداخته است. يك بار ديگر پس از تازش مغول، درست نيم قرن بعد از چلبي، تمام توصيفات وي در تهاجم سربازان عثماني و تركان بدان شهر در سال 1136 قمري دستخوش غارت و ويراني گرديدند و بازارها و سراها و اماكن پيشه‌ها و هنر و صنايع چون آوار فروريخت؛ چنان كه حدود يك سده پس از آن وقايع، آنگاه كه فلاندن و كوست از آنجا عبور مي‌كردند (1840-1841 ميلادي) هنوز آن مدنيت ايران زمين از خاكستر ويراني ترك‌ها سر بر نياورده بود. پيترو دلاوالة ايتاليايي كه در قرن هفدهم ميلادي طي مسافرتي به ايران، در همدان نيز اقامت نمود، دربارة اين شهر و بازار آن مي‌نويسد:
    ((شهر نسبتاً بزرگي است كه بازار سقف آن همانند شهرهاي اصلي ايران است)).[10] با اين گفته وضعيت بازار همدان از نظر كالبدي مشخص مي‌گردد.
    در اوايل قرن نوزدهم ميلادي، ويليام هالينگبري در كتاب ((روزنامة سفر هيئت سرجان ملكم به دربار ايران)) مي‌نويسد:
    ((بازارها در مقايسه با خانه‌ها و كوچه‌ها وضع نسبتاً بهتري دارند و طبق سبك معمول سرپوشيده‌اند. بطور كلي چرم بسيار زياد در همدان توليد مي‌شود و اين شهر تقريباً تمام چرم مورد نياز ايران را عرضه مي‌كند)).[11]
    لرد كرزن كه در اواخر قرن 19 ميلادي(1819 ميلادي) از همدان ديدن نموده است، ضمن توصيف آب و هواي آن از بازار آن به نيكي سخن گفته و مي‌نويسد:
    ((بازارهاي خوبي دارد كه پر از مردم و خريدار است. محصولات محلي آن ظرف‌هاي مسي و چرمي است كه بيشتر براي چمدان و زين و برگ مصرف مي‌شود)).[12]
    در سفرنامة هانري بايندر كه از از طريق شاهراه تجاري غرب به شرق (بغداد به همدان) به همدان آمده است، مي‌خوانيم:
    ((پس از تماشاي اين بناهاي گوناگون در بازارها كه بسيار پر جنب و جوش و مجهز به كالاهاي گوناگون است به گردش پرداخته و در آنجا اشياء مختلفي از صنايع محلي خريداري مي‌كنيم. اينها عبارتند از كلاه و كفش كه خود شاهد ساختن آنها هستيم. افرادي در ميان جمعيت گشته و ميوه و شيريني مي‌فروشند. متاع آنها در سيني‌هاي مسين سفيد كرده‌اي است كه با نقش و نگار حكاكي شده و تزئين يافته است. در اينجا مانند همة بازارهاي مشرق زمين هر راسته‌اي به چيزي اختصاص يافته است)).[13]
    شايد پس از توصيف خوب بايندر، بهترين و حتي موشكافانه‌‌‌‌‌ترين شرح، نوشته جكسن آمريكايي است كه در اوايل قرن بيستم به ايران آمده و سفري هم به شهر همدان نموده است. وي براي شناخت آداب و رسوم همدان به بازار رفته و مي‌نويسد:
    (( گشت و گذاري در بازار همدان بهترين معرف مردم مشرق زمين و وضع بازرگاني شهر است. قسمت بيشتر بازارهاي همدان از همان نوعند كه با آنها آشنا هستيم، داراي سقفند و بيش ا زپانصد دكان پر مشتري در آنها قرار دارد. اين بازارها البته جالب توجه‌اند، هرچند در مقام قياس با بازارهايي كه در پاره‌اي از شهرهاي بزرگ ايران سراغ داريم، در درجة دوم اهميتند، زيرا راه تجاري كاروان‌رو براي مدتي از همدان دور شده با اين همه در ساليان اخير، تجارت رونق سابق را از سر گرفته است و بازرگانان از اين شهر به عنوان " انبار ايران" ياد مي‌كنند. از جمله كالاهاي بازرگاني، اجناس چرمي را بايد نام برد زيرا همدان شهر دباغ‌خانه‌هاست و همدانيان در ساختن و پرداختن و عمل آوردن پوست گاو و گوسفند و ساختن اشياء مفيد و اجناس تجملي از آنها استادند. از اينها گذشته، نمدهاي نرم سفيد كه براي زير‌انداز، نمد زين، كپنك و شولاي چوپانان به كار مي‌رود و كلاه‌هاي پوستي شبيه به كلاهخود در هيچ جاي ايران بهتر از همدان ساخته نمي‌شود. كاروانسراهاي مجاور يا متصل به بازار كه تعداد آنها بيش از پنجاه است در تهيه اشياء و ادوات مورد لزوم گروه بي‌شماري از بازرگانان و مسافراني كه در جنب و جوشند و كارشان سخت و پررونق است)).[14]
    هرگوگروته نيز در سال 1907 ميلادي كه يكي از سالهاي بحران زمان سلطنت قاجار است از طريق بين‌النهرين به ايران آمد و به همدان سفري نمود. او در مورد بازار اين شهر مي‌نويسد:
    ((در سالهاي اخير چند كاروانسراي بزرگ و تعدادي مغازه مدرن در كنار خيابان اصلي شهر ساخته شده است. مثلاً در بزرگ‌ترين راستة بازار، يك ساختمان دو طبقه با يك "پاساژ" به سبك اروپايي ديده مي‌شود)).
    شخص ديگري به نام اسماعيل بوشهري كه در 1307 شمسي از همدان بازديد مي‌كنند در سفرنامة خود چنين مي‌نگارد:
    ((تجارت و بازرگاني اين شهر، بيشتر در دست بازرگانان يهودي بغداد است و صادرات عمده آن خشكبار، پشم، قالي، پوست دباغي شده، كتيرا، حبوبات، روغن و ظروف سفالي بسيار ممتاز قصبة لالجين است)).
    "ژاك هردوان" مامور سياسي فرانسه در ايران طي سالهاي 1924 تا 1926 ميلادي نيز در مورد همدان گفته است كه اين شهر يكي از بزرگترين بازارهاي فرش مرغوب ايران است. آخرين اشارت‌ها از اين نوع در عهد اخير، سفرنامة ((پترآوري)) (1965 ميلادي) است كه در بخشي از آن چنين آمده: شركت فرش بريتانيايي در ديه‌هاي سلطان‌آباد اراك و آذربايجان، كارگاههاي قاليبافي را تقويت نمود يا در مراكز فرش ايران مثل همدان و تبريز كارگاههايي با كارگران ايراني تربيت كرد.[15]
    در پي مطالب ارائه شده در مورد پيشينة تاريخي و اوضاع اقتصادي و اجتماعي بازار همدان در ادوار گذشته كه بي‌شك تاثير به سزايي در چگونگي شكل‌گيري كالبدي آن و تغييرات اعمال شده بر روي آن داشته‌اند، در ادامة مبحث ديرينه شناسي اين مجموعه، روال تغييرات كالبدي آن را با جزئيات بيشتر مورد بررسي قرار داده و چكيده‌اي از نتايج بدست آمده ارائه مي‌گردد.
    همانگونه كه پيش از اين نيز اشاره گرديد بازار همدان ابتدا در امتداد محوري كه از شمال غربي به شهر وارد مي‌شده و مناطق شرقي آسيا را از طريق ري و ساوه به همدان و از آنجا به كرمانشاه و عراق و نهايتاً مناطق غرب آسيا، درياي مديترانه و اروپا مرتبط مي‌كرده، شكل گرفته است.
    ساختار پيشين بازار همدان شامل راسته بازاري در امتداد مسير فوق به انضمام كاروانسراهاي گلشن، ميرزا كاظم، حاج محمد‌باقر، گمرك و حسن‌خان بوده كه در حال حاضر كاروانسراهاي حسن‌خان و حاج محمد‌باقر با احداث خيابان اكباتان از بين رفته است و كاروانسراي گمرك نيز بازسازي شده است. توسعه‌هاي بعدي بافت بازار در طرفين محور اصلي و عمدتاً در غرب آن صورت گرفته است.
    اواخر دوران قاجار مصادف با يك دوره از رونق يافتن تجارت در همدان بود. به همين سبب بخش‌هايي مسكوني، در مجاورت بازار به مراكز تجاري جديد تبديل شدند كه از جملة اين مناطق مي‌توان به كاروانسراي قلمداني (منزل خاندان كمالي) و كاروانسراي بانك (منزل حاج عبدالباقي) اشاره كرد. لازم به ذكر است كه حمام‌هاي قديم بازار نيز در طي دهه‌هاي اخير، تخريب و به مراكز تجاري نوساز تبديل شده‌اند. مانند حمام‌هاي قبله (در مجاورت كاروانسراي ميرزا كاظم)، حمام مقابل سراي پيغمبر و حمام مقابل كاروانسراي گلشن كه مورد آخر در اثر احداث خيابان اكباتان تخريب و به مغازه تبديل شده است.
    تعداد كاروانسراهاي بازار همدان بر اساس پژوهش‌هاي به عمل آمده [16] بالغ بر 120 واحد بوده است كه تقريباً دو برابر شمار كاروانسراهاي شهر اصفهان پايتخت دوران صفويه است. اكثر اين كاروانسراها به صورت كاروانسراهاي حياط‌دار مركزي ايران ساخته شده‌اند. حجره‌ها در دو اشكوبه و در پيرامون حياط شكل گرفته‌اند. در اين وضعيت حجره‌هاي طبقه بالايي در برخي كاروانسراها مانند گلشن و ميرزا كاظم به محل استراحت و خواب كاروانيان و در برخي ديگر (كاروانسراهاي تجاري) به دفاتر تجاري و گاه به كارگاههاي كوچك اختصاص مي‌يافته است و طبقه پايين محل عرضه و فروش كالا بوده است.
    نماي داخلي اغلب كاروانسراها، قرينه و داراي نظم هندسي است و اگر زمين دچار اعوجاج باشد، نقايص آن در فضاهاي كالبدي حل شده به گونه‌اي كه در فضاي باز منعكس نشده است.
    عنصر قابل توجه ديگر در محدوده بازار، مسجد جامع است. از آنجا كه در عموم موارد، راسته بازارها شاهراههاي اصلي شهر نيز بوده‌اند كه مهمترين و پر‌رفت و آمدترين دروازه‌ها را به مركز شهر متصل مي‌كرده‌اند، بنابراين طبيعي است كه مهمترين عناصر اصلي و مهم شهر همچون مسجد جامع در امتداد بدنة آن استقرار يابند و بطور معمول بهترين شكل دسترسي را با راستة اصلي بازار داشته باشد.
    مقدسي نيز در قرن چهارم هجري به قرارگيري مسجد جامع همدان در ميانة بازار آن اشارة روشني دارد[17]
    آخرين پديدة تاريخي مطرح در بازار همدان كه نيازمند ديرينه شناسي است، احداث خيابان اكباتان است. پيش از احداث اين خيابان، چند باغچه در كنار يكديگر در راستاي مزبور قرار داشته كه حدود باغچه‌ها از شمال به راستة مسجد جامع، از غرب به سراي تحديد و از شرق به امام‌زاده شاهزاده حسين ختم مي‌شده است. در بخش شرقي اين خيابان تازه تاسيس كه در ابتدا خيابان گازران نام داشت، يك باب گاراژ، يك باب حمام و چند باب مغازه ايجاد گرديد كه بقعة امام‌زاده شاهزاده حسين در مجاورت گاراژ مزبور قرار دارد و راستة زرين‌برها، قبرستان بوده است. خيابان اكباتان كه در حدود 1312 شمسي توسط يك مهندس آلماني به نام" كالماژين فريش" با همكاري مهندس آلماني ديگري به نام" كنيني" همراه با ميدان مركزي و دو خيابان ديگر طراحي شده بود، توسط "ناصر‌الممالك شريفي همداني" كه در آن زمان به رياست انجمن شهر انتخاب شده بود، احداث گرديد.[18]
    اگرچه احداث خيابان اكباتان تاثيرات قابل توجهي بر فعاليت تجاري محدودة داخلي بازار و تغييرات كالبدي آن به جاي گذاشت، ليكن تغيير كاربري در محدودة داخلي بازار از مدتها پيش از آن آغاز شده بود. در زمان قاجار به دليل فعاليت گمرك خسروي و قرار گرفتن همدان در شاهراه تجاري، زمينة خوبي براي ساخت و ساز كاروانسراها و راسته‌ها فراهم شده بود. شهر محمره كه در زمان قاجار به اين نام شهرت داشت در دوران پهلوي اول، خرمشهر نام گرفت و با تبديل شدن آن به بندري تجاري، همدان از مسير تجاري خارج گرديد. علاوه بر اين، راه اندازي كانال سوئز نيز سبب كاسته شدن از اهميت مسير تجاري قبلي كه از همدان مي‌گذشت گرديد و بدين ترتيب به تدريج از ميزان فعاليت كاروانسراها كاسته شده و از كمت شمال غربي محدودة بازار، تخريب منطقه آغاز گرديد و مابقي كاروانسراها نيز بجز تعداد اندكي تبديل به انبار شدند.

    [FONT='Times New Roman','serif'][1][/font] لسترنج، گاي: جغرافياي تاريخي سرزمين‌هاي خلافت شرقي. ترجمة محمود عرفان، 1364 ص 210.
    [2] ابن حوقل: صوره الارض. ص 105.

    [3] IRAN JOURNAL OF THE BRITISH INSTITUTE OF PERSIAN STUDIES, vol XIV, 1976, p.72.

    [4]History of the parsian Empire, p.357.

    [5] معجم البلدان، ج 4، ص 981 و 983.

    [6] لسترنج، گاي :جغرافياي تاريخي سرزمين‌هاي خلافت شرقي. ترجمة محمود عرفان، 1364، ص 210.

    [7] ابن حوقل :صوره الارض. ترجمه و توضيح جعفر شجاع، 1366، صفحات 102 و 105.

    [8] بارتولد :جغرافياي تاريخي ايران. ترجمة حمزه سردادور، 1364، ص 156.

    [9] مستوفي قزويني، حمد‌الله :نزهه القلوب. به تصحيح گاي لسترنج. 1367. ص 71.

    [10] پيترو دلاواله :سفرنامه. ترجمة شعاع الدين شفا.صفحات 20 و21.

    [11] هالينگبري، ويليام :روزنامة هيئت سرجان ملكم به دربار ايران در سالهاي 1801-1799، 1363، ص 79.

    [12] لرد كرزن. ج. ن: ايران و قضيه ايران، جلد دوم. ترجمة علي وحيد مازندراني، 1349. ص 79.

    [13] بايندر، هانري: سفرنامه. ترجمة كرامت‌الله افسر. 1370، ص 434.

    [14] جكسن، ويليام ابراهام: سفرنامه. ترجمة منوچهر اميري، فريدون بدره‌اي، 1352. ص 172.

    [15] Modern Iran, Peter Avery, 1967, pp 10,325.

    [16] گروسين، هادي: بازار و پيشه‌هاي همدان، 1375، صفحات 9 تا22.

    [17] لسترنج، گاي: جغرافياي تاريخي سرزمين‌هاي خلافت شرقي. ترجمة محمود عرفان.1364، ص 210.

    [18] گروسين، هادي: ((ناصرالممالك شريفي همداني)). مجله هگمتانه شماره 25، ديماه1371، ص 34.

  3. "" #3
    کاربر
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    رشت
    نوشته ها
    13

    پیش فرض بازار ایرانی

    عناصر اصلی بازار ایران عبارتند از :
    1
    راسته ( اصلی ترین عنصر بازار )
    2
    رسته
    3
    دالان
    4
    سرا یا خان
    5
    خانبار ( محل انبار کالا )
    6
    تیم یا تیمچه
    7
    قیصریه
    8
    دکان
    وعناصری که جزئی از نیاز بازار بوده اند مثل :

    _ قهوه خانه و شربت خانه و چای خانه ،که اغلب انها از بین رفته اند .

    _ خوراک پز خانه ، محلی برای تهیه غذا .

    _ مساجد کوچک ، حمام و غیره ، چون کسبه بازار مومن و مسلمان ترین مردم شهر بوده اند در تمام ارسن های بازار این عناصر قرار داشته اند .


    1
    راسته :
    راسته ها مسیر های اصلی بازار ها هستند که یا موازی هم ( مثل تهران ) و یا متقاطع بوده اند . وقتی دو راسته اصلی همدیگر را قطع می کردند چهار سو یا چهار سوق بوجود می امده و معمولا سر ان را پخ می کردند .

    2
    رسته :
    به معنی صنف است و در بخش های مختلف راسته اصلی قرار می گرفته ، مثل رسته گیوه فروش ها ، مسگر ها و . . .

    3
    دالان :
    فرق دالان با رسته در این است که در دالان در کنار جنس های مشابه جنس های مختلفی نیز وجود دارد .

    4
    سرا یا خان :
    همان تجارت خانه بوده است . نمونه جنس از انجا تحویل گرفته شده و در جاهای دیگر پخش می شده است .

    5
    خانبار یا کالنبار :
    محل انبار و کار روی جنس بوده است .

    6
    تیم یا تیمچه :
    در واقع مرکز چند تجارت خانه مشابه بوده و به معنی چیز گرد و جمع و جور و وسیع می باشد. فرق ان با سرا در این است که تیم و تیمچه را بعدها سرپوشیده می کردند .

    7
    قیصریه :
    به معنی سرای دراز است و محل کار صنعت گران و پیشه وران ظریف کار مانند زرگران ، گوهریان ، سوزن دوزان و بزازان بوده و بیش از همه سراهای شهری و خان ها و کالنبارها به چشم می خورد که رسته بازار چون رشته ای انها را به هم پیوسته بود . قیصریه ها در داشته است و خلوتی ان اجازه می داده است که کار های هنری در ان انجام گیرد .

    8
    دکان :
    دکان ها متناسب با کالایی که در ان عرضه می شد شکل و ابعاد خاصی داشته است مثلا دکان نانواییی یا قند ریزی علاوه بر پاچال ( در مقایسه با فروشگاه های مجاور بازار ) انبار ها و کارگاه هایی ضمیمه ان داشته اند.

  4. "" #4
    کاربر (Bahar) آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    محل سکونت
    *
    نوشته ها
    40

  5. "" #5
    کاربر برجسته bella آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    محل سکونت
    زیر گنبد کبود
    نوشته ها
    814

    Post

    اینم چند عکس از یه سری اجزای بازار ایرانی
    سرا یا خان
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام: سرا یا خان.jpg
مشاهده: 64
حجم: 15.0 کیلو بایت
    خان بار
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام: خان بار.jpg
مشاهده: 51
حجم: 15.7 کیلو بایت
    تیمچه قم

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام: 123408453_PhotoL.jpg
مشاهده: 78
حجم: 114.7 کیلو بایت

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام: 123413203_PhotoL.jpg
مشاهده: 89
حجم: 118.4 کیلو بایت
    وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها میکنه پرهاش سفید می مونه ولی قلبش سیاه میشه!مراقب دلای سفیدتون باشین...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •