PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : هایکو و عاشقانه‌های ژاپنی



سميه
09-10-15, 21:56
شعر هايكو شعرهاي كوتاهي هستند كه اصلش به ژاپن بر مي گرده من چند تا مي زارم بقيه اش از شما
***
هيچ يك سخني نگفتند
نه ميزبان
نه ميهمان
نه گل هاي داوودي
***
ماه ديگر عاشق نبود
اما شاخه رهايش نمي كرد

اينها هايكوهاي ژاپني بودند كه احمد شاملو ترجمه كردند

shivamdht
09-10-15, 22:22
هایکو به دو معناست:
1-شعر های 17 هجایی که امروزه گاهی کمتر از 17 هجا هم دارد.
2-اشاره به گرایش یا حال شاعرانه ی جان شاعران هایکو سراست که این خود راه زندگی آنان می باشد.(طریقت آنهاست)
اگر بخواهیم هایکو را با معنای سنتی ما از شعر مقایسه کنیم (مثلا غزل های سعدی یا شاهنامه فردوسی) در این صورت هایکو شعر به شمار نمی اید. هر چند که قواعد و معیار های مکتوب و نا مکتوب، مقاصد و دستاوردها ی خاص خودش را دارد.
هایکو به سنتی تعلق دارد که فقط به چیز ها می نگرد.یک راه زندگی است. نوعی باریکی، گونه ای ظرافت، و خردی یا کوچکای جان است.شیوه ی فروتنی و خاکساری است. که از شکوه و جلال و نا متناهی بودن و جاودانگی می پرهیزد. میلش به ناتوانی و احساس است...

یه سریشم تصویر سازی کردم که البته هر موقع امکان آپلود پیدا کردم و اینترنتم درست شد می ذارم...
اما اینارو دوست دارم:

زن بی فرزند
چه ظریف رفتار می کند
با عروسک ها
* * *
رگبار تابستانی
زنی تنها می نشیند
و به بیرون چشم می دوزد
* * *
می اندیشیدم
که تنها بی هنران در می گذرند؛
اما فرزانه را، چندان که از مرگ گریز نماند
کار مردن را چه بخردانه به پایان خواهد برد
* * *

سميه
09-10-19, 16:05
در برابر داوودي هاي سپيد
قيچي درنگ مي كند
لحظه يي

ArMiA
10-04-11, 22:26
امروزه اغلب مردم جهان شعر ژاپن را با هایكو می‌شناسند. هایكو شعری است 17 هجایی كه در سه سطر نوشته می‌شود، سطر اول و سوم هركدام پنج هجا و سطر دوم هفت هجا دارند. هایكو نه وزن دارد و نه قافیه و آرایه‌های كلامی در آن به ندرت به كار می‌رود. حدود دو هزار سال پیش هایكو جزوی از یك فرم شعری 31 هجایی به نام تانكا بود كه از دو بخش تشكیل می‌شد و معمولا آن را شاعران به شیوه پرسش و پاسخ می‌سرودند. بخش نخست تانكا 17 هجا دارد و بخش دوم آن 14 هجا. تانكا به معنی شعر كوتاه است و در مقابل آن چوكا قرار دارد كه به معنی شعر بلند است. با اینكه در ژاپن به غیر از تانكا و چوكا چندین فرم شعری دیگر هم وجود دارد، شعرهای كوتاه محبوبیتشان بیش از بقیه است. در قرن شانزدهم میلادی به تدریج بخش 17 هجایی تانكا مستقل شد و آن را هاكایی یا هایكو نامیدند.هایكو در ابتدا محتوایی طنزآمیز داشت و به تدریج بر اثر در آمیختن با فلسفه ذن اعماق و جوانب آن گسترش یافت. ایجاز و سادگی و در عین حال عمق هایكو و هنر تصویری بدیع آن علاوه بر آنكه در چهار قرن گذشته شاعران زیادی را در ژاپن به خود كشانده است، در دوره معاصر در خارج از ژاپن هم با استقبال قشر كتابخوان و شاعران و هنرمندان مواجه شده است و علاوه بر ترجمه هایكوهای ژاپنی به اغلب زبانهای دنیا، در سراسر جهان شاعرانی پیدا شده اند كه به سرودن شعر به شیوه هایكوهای ژاپنی می‌پردازند. امروزه دوستداران و هایكوسرایان سراسر جهان دارای انجمنهای خاص هایكو در سطح محلی و ملی و بین المللی هستند و با برگزاری همایشها و سمینارهای دوره‌ای و یا از طریق سایتهای اینترنتی به بحث و تبادل نظر در مورد هایكو و تاریخچه و ابعاد هنری آن می‌پردازند.
در تاریخ ادبیات ژاپن چهار هایكوسرا بیش از دیگران نام برآورده‌اند:باشو، بوسون، ایسا، شیكی. این چهار شاعر صاحب سبك، در خارج از ژاپن نیز چهره‌هایی شناخته شده‌اند و بعضی از پژوهشگران و شرق‌شناسان اختصاصاً در مورد هنر شاعری آنها تحقیق می‌كنند.
ماتسوئو باشو (1644 ـ 1694 م) بزرگترین و نام‌آورترین شاعر هایكوسرای ژاپنی محسوب می‌شود. وی تا 41 سالگی بیشتر به سرودن اشعار هزل‌آمیز گرایش داشت و در دهه آخر عمرش بود كه مكتب باشو را در هایكو بنیان نهاد و شاگردان متعددی تربیت كرد كه از میان آنها ده شاعر كه به ده شاگرد باشو مشهور شدند در اشاعه ویژگیهای شعری او كوشیدند. پیش از باشو كار هایكوسرایان بازی با كلمات بود و همین امر باشو را بر آن داشت كه در اعتلای هایكو بكوشد. معروفترین شعر باشو هایكو بركه كهن است كه سرآغاز حركت انقلابی او در فرم هایكو بود و در تفسیر آن مقاله‌های متعددی منتشر شده است و بعضی معتقدند این هایكو چكیده و لب لباب فلسفه ذن است:

بركه كهن
جهیدن غوكی
آوای آب.
http://img.tebyan.net/big/1388/01/17311028126187897513611915321022025125049160.jpg
پس از باشو شاعری كه در حد و اندازه‌های او باشد ظهور نكرد و هایكو برای مدتی در محاق افتاد و حتی بعضی از شاگردان باشو به گفتن سن ریو كه فرمی است شبیه هایكو و 17 هجا دارد توجه نشان دادند. در سن ریو از ژرفای هایكو خبری نیست و شاعر بیشتر در كار طعن و ریشخند عواطف و محدودیتهای انسانی است. چند دهه بعد از مرگ باشو، یوسا بوسون (1716 ـ 1783 م) وارد عرصه شعر ژاپن شد و سبك جدیدی را در هایكو پایه گذاشت. بوسون نقاشی چیره‌دست بود و هایكوهایش دارای ظرافت نایابی است و عشق به طبیعت در او از باشو نیز نیرومندتر است. این هایكو از اوست:

سنجاقكها
و رنگ دیوارها؛
زادگاهم چه عزیز است!
كوبایاشی ایسا (1764 ـ 1827 م) شاعر تهیدست و نامرادی بود كه تا مدتها به سبك باشو و بوسون شعر می‌گفت ولی در چهل سالگی به كمال شعری خود دست یافت. وی زبان محاوره و لهجه‌های مختلف را در هایكوهایش به‌كار گرفت. ایسا چیزهای كوچك و بی ارزش را دوست می‌داشت و آنها را عمیقاً درك می‌كرد و به چیزهایی كه احترامی بر نمی‌انگیختند عشق می‌ورزید. می‌توان گفت كه بیشتر هایكوهای ایسا درباره حلزونها و قورباغه‌ها و پروانه‌ها و كرمهای شبتاب و پشه‌ها و مگسها و زنجره‌ها و سنجاقكهاست. از جمله این هایكوی او:


از برای من
فاخته می‌خواند، و كوه
به نوبت.
ماساوكا شیكی (1867 ـ 1902 م) كسی بود كه هایكو را در دوره جدید احیا كرد و این فرم كهنسال را كه پس ازبوسون و ایسا به سراشیبی افتاده بود نجات داد. شیكی هم هایكو می‌سرود و هم تانكا و در سال 1899 مجله فاخته را بنیان نهاد كه از مجله‌های معتبر شعر ژاپن به‌شمار می‌رود. وی منتقد خوبی بود و نقد معروفی بر هایكوی «بركه كهن» باشو
نوشت. از اوست:

در تاریكی جنگل
دانه توتی فرو می‌افتد:
صدای آب.
http://img.tebyan.net/big/1388/01/952114820220424198551281194514515920321341.jpg
ترجمه هایكو كاری سهل و ممتنع است. سهل از این جهت كه سادگی شعرها و به تعبیر شاملو عریانی آنها در گام نخست هر مترجمی را به وسوسه می‌اندازد كه دست به كار ترجمه شود و ممتنع از آن رو كه كمتر مترجمی است كه بتواند از عهده ایجاز هایكو برآید و گرفتار درازگویی نشود.مانفرد هاوسمان مترجم آلمانی معتقد است كه هیچ زبانی غیر از زبان ژاپنی توانایی آن را ندارد كه در هفده هجا همان حرفی را بزند كه شاعر ژاپنی در قالب هایكو بیان می‌كند.



هايكو، شاخه اى ست از شعر كلاسيك ژاپن و مطابق تعريف شعرى است كه:
-تنها سه سطر داشته باشد
-در مجموع كلمات آن سه سطر هفده هجا داشته باشد به اين شكل: سطر اول پنج هجا، سطر دوم هفت هجا و سطر سوم و آخر پنج هجا.
هايكو در مضمون يكسر از فلسفهء زن مشحون است. اصولا فرهنگ ژاپن تا آن حد از فلسفهء زن متاثر است كه منتقدى به نام سوگن اومرى گفته است فرهنگ و زن در ژاپن
مانند دوقلوهاى همنام هستند. 1 زن چند شاخه دارد: كيودو (راه تيراندازى)، كندو (راه شمشير)، شودو (راه كلام)، چادو (راه چاى) و راه هنر كه عبارت است از نقاشى روى پارچه و هايكو.

پيشينهء هايكو در ژاپن

پيشينه هايكو به قرن پانزدهم ميلادى مى رسد. در آن زمان هايكو كه مبتنى بود بر فلسفهء زن، به تدريج بر محور رياضت در هنر يا هنر رياضت شكل گرفت. ايجاز حيرت انگيز هايكو (سه سطر با مجموعا هفده هجا) در نظر شاعران هايكوسرا بازتاب درست واقعيت است. هايكو اقبال خود در ژاپن را مديون است به هايكوسراى بزرگ: ماتسو باشو ( Matsuo Basho). در كلام او بود كه هايكو در بستر فلسفهء زن به عرفان نزديك شد و در كلام او بود كه عرفان و واقعيت به هم آميخت. در كلام ماتسو باشو جزئيات به ظاهر پيش پاافتادهء هستى اهميت داشت و نه كلى بافى و كلى گويى. هستى در كلام او بيش از همه در جلوه هاى طبيعت و تغيير فصل ها نمود مى يافت. از اين نظر هايكو در عالى ترين شكل خود، سروده اى است از طبيعت و شعر نزديكى شاعر به طبيعت است. در اين نوع شعر فضاهاى تهى اهميت دارد. كلام در همجوارى با سكوت و سكوت در همجوارى با كلام است كه به معناى حقيقى خود نزديك مى شود. از اين رو سكوت و كلام در شعر هايكو هم ارزند. در مكتب “باشو” شاعر مى بايست بيش از هر چيز بتواند مكان و به ويژه مكان خالى را درك كند. زيرا در اين مكتب، هايكو بيانگر مفهوم بعدى از هستى است كه آدمى از دريافت آن با حواس پنج گانه ناتوان است. تنها با كشف و در شهود است كه مى توان به آن حد از ادراك از هستى دست يافت و چون ادراك اين بعد از هستى سخت ممكن است، پس شاعر در هايكو با سكوت و آفرينش و درك فضاهاى خالى اين بخش از طبيعت و اين بعد از هستى را نيز مى آفريند ـ يا بازمى آفريند. پس هايكو هم به طبيعت مى پردازد و به عوالم ماوراى طبيعت و چنين است كه اين دو سويه از هستى در هايكو در جوار يكديگر قرار مى گيرند. از اين نظر هايكو ـ در مكتب “باشو” شعر همجوارى سكوت و صداست. شعر همجوارى مكان و لامكان است. شعر همجوارى هستى و نيستى است.
در فرهنگ ژاپن اصولا سكوت و نيستى از مهم ترين مضامين و شايد مهم ترين مضمون باشد. سكوت و نيستى بخشى از مراسم مكاشفه است در فرهنگ زن با اين قصد كه آدمى از خود تهى شود و يكسر از پلشتى ها پاك شود. در مكتب “باشو” زبان آورى چندان مهم نيست. نزديكى به طبيعت است كه اهميت دارد. حس و حواس است كه مهم است. چگونگى نگاه به طبيعت است كه اهميت دارد. در نگاه آدمى به طبيعت است كه هستى از معنا سرشار مى شود. هستى در يك لحظه شكل مى گيرد. راه مهم نيست. مقصد مهم نيست. نگاه من به معشوق است كه به زندگى ام معنا مى بخشد، نه خود زندگى با اين قصد كه بر طبيعت چيره شوم.

“استادم گفت: هنر سرودن هايكو در اين است كه آنگاه كه نور به چهره ات مى تابد، در همان لحظه بتوانى آن نور را در شعرت بازبتابانى. “2

هايكو مى بايست فى البداهه باشد و سهل الممتنع باشد، هم از خردمندى نشان داشته باشد و از بى خردى. در عين سادگى پيچيده باشد و در عين پيچيدگى ساده باشد. هايكو شعر دوگانگى انسان است در رويارويى با طبيعت. شعر حيرت و شعر تامل است در هستى.
منبع (http://www.medad.net/blog/?p=21)

ArMiA
10-04-11, 22:29
روشنگری اشو در باره این هایکو هایکوها شعرهای معمولی نیستند.
اینها شرح مدیتیشن های بسیار عمیقی هستند

http://oshocenter.org/rumi/wp-content/uploads/2010/04/DewDrop_web-humanrelationscenter-comjpg.jpg (http://oshocenter.org/rumi/1389/01/22/%db%8c%da%a9-%d9%87%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%a7-issa/dewdrop_web-humanrelationscenter-comjpg/)

منبع عکس humanrelationscenter.com
غافل از شبنمی
که نشان گر پایان روز ما است،
ما خود را به دیگران وصل می‌کنیم.
ایسا
شاعران هایکو معدودی در حد ایسا و باشو وجود دارند. این هایکو می‌‌گوید:” غافل از شبنمی که نشان گر پایان روز ما است….” هر روز غبار بسیاری در اطراف ساخته می‌‌شود - خشم بسیار، اندوه بسیار، بدبختی بسیار، کج فهمی‌ بسیار.
غافل از همه آن چیزی که نشان گر پایان روز ما است، ما خود را به دیگران وصل می‌‌کنیم. عشق ما بی‌ نشان و دست نخورده می‌‌ماند. قلب ما همانند آینه ایی‌ است که غبار نمی‌‌گیرد.
این راه انسان ذن می‌ باشد. به زدودن غبار ادامه بده، و یگانگی خویش را به یاد داشته باش، وحدت خود را با تمام جهان هستی‌. هیچ چیز نمی‌‌گذارد که تو خود را جدا کنی‌ – نه خشم، نه تمنا نه شکست. هیچ چیز تو را از هستی‌ مجزا نمی‌‌کند.
هر شامگاه غبار را پاک کن. با آیینه پاک به خواب برو، با آوای سکوت، همآهنگ با هستی‌.
اشو : مانیفست ذن : رهایی از خویشتن‌
Osho: The Zen Manifesto: Freedom From Oneself
برگردان از راماجی

ArMiA
10-04-11, 22:50
«[هایکو] همچون میزبانی مؤدّب که به ما امکان میدهد با آسودگی و با تمام رفتارهای عجیب و غریب، ارزشها و نمادهایمان، در خانة او مستقر شویم؛ «غیبت» هایکو، به نوعی ما را به گمراهی، به شکستن، و در یک کلام به آزمندی بزرگی میکشاند که همان جست‌وجوی معناست. هایکو به ما میگوید: شما حق دارید، آنچه میبینید، آنچه را احساس میکنید، در افق نازکی از کلمات قرار دهید که برای خودتان جذّاب باشند...»
سخن کوتاه کنم که اگر این تعریفِ موجز از ذاتِ هایکو ـ که بارت بیان میکند ـ صحّت داشته باشد؛ «لیکو» نسبتی وثیق با هایکو دارد. لیکو، تک‌بیتیهایی‌ست با وزنِ هجایی ـ همچون هایکو ـ که بلوچها با قیچک میزنند و میخوانند. مضمونِ لیکوها امّا، بیشتر شبیه سن‌ریوهای ژاپنی‌ست؛ با زبانی عامیانه و واژگانی که «مشروعیّت حضورِ خود در شعر را از تکرار در زندگی و همسخنی مردم میگیرند.»
نمونه‌های زیر را از کتاب «صد لیکو: سروده‌های بلوچی» آورده‌ام که منصور مؤمنی، گردآوری و ترجمه کرده.

*
لیکو می‌زنم از عزیزی‌ات
لیکو می‌زنم
بیمار عشقت‌ام، راهی تهران
بیمار عشقت‌ام.
*
محضِ خاطرت
می‌تراشم این ریش را.
می‌پاشم این عطر کویتی را بر سَرَت
محضِ خاطرت
*
با سوادی دیگر
خط‌ام را خواندی و
راز دل‌ام را تمام
دانستی.
*
دندان‌هات،
شیرِ تازه‌اند؛
چشم‌هات،
تیرِ برنو.
*
جمعه
هر جمعه می‌آیم
نیست مادرت.
آدامسِ لبانت را پیش آر
جست‌وجو کن مرا.
*
با همان سطل کوچک آب‌ام ده
برای چشمانِ توست
فقط برای چشمانِ توست
اگر قاتل‌ام من.
*
چپ کرد ماشین‌ام بر شن‌زار
شور چشم
شور چشم
کارش را کرد نگاه‌ات آخر!
*
سوارم و گاز نمی‌خورد روسی
نشسته کنار و
چشمک می‌زند به من.
[روسی: نامی عمومی برای موتورسیکلت‌های ساخت شوروی سابق]
*
با کفش کتانی
می‌گردی بندر را.
مجنونم از جوانی‌ات،
مجنون.
*
مجنونم، ملّایی بیاورید.
چنین مانده‌ایم
برای قل هواللهی
فقط.
*
نخواستم و بوسه‌ای دادی‌ام،
ریزه
بلایی شده‌ای دختر!
*
سیگاری می‌کشم
رها می‌شوم در بی‌خیالی دود
تو را زده است
تو را زده است مادرت
وای
اشک‌ست چشمانت.
*
حالا برو با مادرت رازِ دل کن
زن.
روزگار
روزگار
کافربچّه هم ناز می‌کند
حالا.
*
بشنوی مرده‌ام،
شادی می‌کنی تو.
بی‌وفایی تو،
بسوزد آشنایی‌ات.
*
نماز خواندم
نمازِ فرض و
چهار رکعت سنّت.
دامادم نکردند بر تو
مبادت الهی،
مبادت جنّت.
*
در سایه می‌نشینی صبح
سایه می‌رود
تو را می‌بیند خورشید.



منبع (http://www.pouyan.ws/archives/001403.php)

ArMiA
10-04-11, 23:17
به هر کتاب هایکو که نگاه کنید از چهار هایکوسرا به عنوان بزرگترین هایکو سرایان ژاپن نام برده شده است:
ماتسوئو باشو (http://www.geocities.com/Tokyo/Island/5022/) ، یو سا بوسون (http://www.geocities.com/Tokyo/Island/5022/busonbio.html) ، کوبایاشی ایسا (http://www.geocities.com/Tokyo/Island/5022/issabio.html)، ماساوکا شیکی (http://www.poemhunter.com/masaoki-shiki/biography/)
http://japanstudies.ir/wp-content/uploads/masters-haiku.jpgماتسوئو باشو ، یو سا بوسون ، کوبایاشی ایسا ، ماسائوکا شیکی


ماتسوئو باشو (۱۶۴۴ ـ ۱۶۹۴ م)

در یک خانواده سامورایی بدنیا آمد. درباره زمان قبل از هایکو سرا شدنش اطلاعات زیادی در دست نیست.
در سال ۱۶۴۴ بدنیا آمد. نام کودکی اش کین ساکو بود . سالهای زیادی از عمرش در سفر بود. و از معابد و طبیعت زیبایی ژاپن دیدن میکرد. و در مورد آنها هایکو و نثر مینوشت. او نام مستعارش را از درخت موز گرفت . باشو در زبان ژاپنی به معنای درخت موز است.
بیش از دیگر شاعران ، هایکو باشو ست و باشو هایکو ست. باشو هایکو را ابداع نکرد بلکه هایکو را یک ژانر جدی و پر آوازه ساخت. قبل از باشو هایکو یک نوع بازی کم اهمیتی بود که در دربار توسط ادیبان بازی میشد. نوعی بازی با کلمات بود که پر از جناس و کنایه بود. اما باشو هایکو را بالا برد.
مشهورترین هایکو ی باشو برکه کهن:
برکه کهن
جهیدن غوکی
صدای آب
توجه داشته باشید که چگونه هر سه عنصر درین هایکو همزمان جدا و به هم پیوسته است. غوک ، برکه ، و صدای جهیدن غوک. اینجا عملی صورت گرفته و حرکت ناگهانی و سکوتی که برای لحظه ای با جهیدن غوکی اتفاق میافتد. بعضی ها این هایکو را نوعی روشن شدگی بودایی(ساتوری) می بینند.و بعضی آنرا تصویری واقعی می بینند.
بوسون (۱۷۱۶ ـ ۱۷۸۳ م)

یو سا بوسون دومین هایکو سرای بزرگ به شمار می آید. شخصیت اش با باشو تفاوت زیادی دارد. اما هایکوسرای جوانتر احترام زیادی برای هایکو سرای بزرگتر قائل بود که در هایکوها و نقاشی هایش نمایان ست. بوسون هم هایکوسرا و هم نقاش بود. به عنوان نقاش ، او یکی از بزرگترین پیروان سبک نانگا شمرده میشود.که از نقاشان چینی آن زمان الهام گرفته اند. هرچند که باشو یک تجربه گر بزرگ بود و آواره اما بوسون بیشتر عمرش را صرف خواندن و نوشتن و نقاشی و میگساری کرد. او یک مرد خانواده دار بود و خودش را وقف دخترش کرد. در مورد او هایکوهای محبت آمیزی نوشت و نامه هایی که بیانگر نگرانی او از ازدواج دخترش با مردی ست که لیاقت او را نداشته ست.
بعضی از بهترین هایکوهای بوسون تحت تاثیر باشو و شاعران چینی ست اما باید یاد اوری شود که در ژاپن کپی و تحت تاثیر شاعران و نویسندگان بزرگتر بودن جز اصلی خلق اثر ست.
برای مثال این هایکوی بوسون:
کنار برکه کهن
پیر میشود غوک-
برگهای ریخته
بوسون به کاربرد ایماژ و رنگ مشهور ست .
گلهای سفید!
از شکاف دیوار
بهار می آید
می اندیشد
بهار اینجاست
دریا ، دریا
ایسا (۱۷۶۴ ـ ۱۸۲۷ م)

کوبایاشی ایسا در پنجمین روز از پنجمین ماه در سال ۱۷۶۳ به دنیا آمد. و یاتارو نامیده شد.
ایسا نام مستعاری ست که بعدا آنرا انتخاب کرد و به معنای «برگ چای» است. بیشتر سالهای زندگی ایسا غم انگیز است. وقتی دو ساله بود مادرش مرد و وقتی سیزده ساله بود مادر بزرگش. بعدا سه فرزندش و اولین همسرش کیکو مردند . و او را تنها گذاشتند تااینکه در سه سال آخر عمرش با یک دختر سامورایی ازدواج کرد.
در هایکوهای ایسا خبری از زندگی غم انگیزش نیست.بر خلاف ان نشان دهنده انست که ایسا سرنوشت خود را پذیرفته ست. ایسا به انسان گرایی و همدردی با جهان ، از یک شالیکار گرفته تا یک کک مشهور ست.
“وی زبان محاوره ولهجه‌های مختلف را در هایکوهایش به‌کار برده ست. ایسا چیزهای کوچک و بی ارزش را دوست می‌داشت و آنها را عمیقاً درک می‌کرد و به چیزهایی که احترامی بر نمی‌انگیختند عشق می‌ورزید.” (http://amiralavi.persianblog.com/1382_3_amiralavi_archive.html)
ایسا “قلب هایکو ” شناخته میشود. چون در مقابل نگاه واقع گرایانه بوسون و ذن درون گرایانه باشو او لحن انسان گرایانه ای دارد.
یکی از برجسته ترین هایکوهای ایسا برای مرگ دخترش ساتو سروده ست.
این جهانِ ِ شبنمی
بی شک شبنمی ست
وهنوز…
در این هایکو اندوهی که از مرگ فرزندش به او رسیده صرفا در منظره ای می گنجاند . که در ابتدا ناپایداری زندگی با ایماژ شبنم نشان میدهد و تکرار ان نشان دهنده پذیرفتن این واقعیت ست. ” و هنوز …” نشان میدهد که او هنوز در ایسا یا در بهشت یا در هایکو یا با تناسخ زنده ست.
شیکی (۱۸۶۷ ـ ۱۹۰۲ م)

چهارمین هایکو سرای بزرگ ماساوکا شیکی ست . او در سال ۱۸۶۹ متولد شد . هایکوهایش دارای تصاویر واقعی ست و شامل اشیا و تصاویر و رنگ ها و اشکال و تقابلشان با همدیگر ست.
او به عنوان هایکو سرای نو گرا شناخته شده ست. شیکی کلمه هوکو را نیز به هایکو تغییر داد.
و به جنبه روحانی و درون گرایی باشو واکنش نشان داد و برخلاف آن عمل کرد.
شیکی بیشتر عمر کوتاهش را با بیماری گذراند.
می اندیشم
این آخرین سال من ست!
میخورم این خرمالو را
شیکی همچنین بنیانگذار مجله هوتوتو گیسو (فاخته )در سال ۱۸۹۹ ست. هایکوهایش فاقد جنبه های انسان گرایانه ایسا و حسهای روحانی و درون گرایانه باشو ست. هایکوهایش مانند نقاشی ست.
شبانه
ماه سپید تابستان
بر بادبان سپید

در بررسی هایکو این چهار هایکو سرا نمایانگر چهار طرز نگاه متفاوت به جهانند: دیدن با روح ، با چشم ، با دل ، و با سر .
باشو روحانی ست.
بوسون هنرمند است.
ایسا انسان گراست
و شیکی واقع گرا.


منبع (http://japanstudies.ir/1388/04/30/masters-of-haiku/)

ArMiA
10-04-24, 00:08
راهی که در گرگ و میش هوا
از آن می‌آمدی، زیر ساقه‌های علف مدفون شده
و چیزی پیدا نیست
جز تار عنکبوتی
که همچون رشته‌های اندوه
مسیر را آذین می‌بندد.

ایزومی شیکی‌یو
ربع آخر سده‌ی دهم

ArMiA
10-04-24, 00:10
از آغاز می‌دانستم
که دیدار
فقط با جدایی به پایان می‌رسد
با این همه،بامداد ناگزیر را از یاد بردم
و خود را تسلیم تو کردم.

فوجی‌وارا نوتئیکا
1162-1241

ArMiA
10-04-24, 00:12
در انتهای شب،
لباس پوشیدیم هر یک با شتاب
تا خداحافظی کنیم
ساق‌های خوابآلودمان به هم سایید
و سپیده در بستر غافل‌گیرمان کرد.

ملکه فیفوکو
1342-1271

ArMiA
10-04-24, 00:15
مه صبح‌گاهی برمی‌آید
و روی نی‌ها آرام می‌گیرد
غروب که هوا سرد می‌شود
مرغابی‌های وحشی جیغ می‌کشند
عشق من چقدر دلم هوایت را کرده است.

ArMiA
10-04-24, 00:16
نمی‌توانم به سویت گام بردارم
حتی در رؤیاهایم،
چرا که در سینه‌ام
آسمان‌ها تیره‌اند
و ذهنم ابرآلود است.

امینآ
10-04-24, 00:46
:)....البته که هایکو ریشه در اشعار "رنکو"داره ومیشه گفت ماتسوئو باشو اونرو ثبت کرد.

درطول راه کوهستان

قلبم را میرباید

بنفشه ای وحشی (ماتسوئو باشو)

البته این هایکو سنتیه هایکوی نو هم وجودداره:;)

پس از سیل

آلبوم عکسهای قدیمی
زیر نرده ها مانده (واسیله اسپینی)

ArMiA
10-04-25, 23:06
خواب دیدم دوباره با همیم
از خنده بیدار شدم
دیوانه‌بار به اطراف نگریستم
چشمانم پر از اشک شد.

ArMiA
10-04-25, 23:08
ما
من و تو
دو برگ سوزن کاجیم
که خشک می‌شویم و فرو می‌افتیم
اما از هم جدا نمی‌شویم هرگز.

ArMiA
10-04-25, 23:10
سریع‌تر از تگرگ
سبک‌تر از پر
اندوهی گنگ از ذهنم گذشت.

یوسانو آکی‌کو
1974-1878

ArMiA
10-04-25, 23:11
عشق ما بی‌پایان
و شب‌هامان اندک اند
چه بی‌رحمانه است صدای فاخته
در صبح‌دم.

ArMiA
10-04-25, 23:13
بارش بی‌وقفه‌ی برف
هیچ‌کس تکان نمی‌خورد
در امتداد این راه اشک‌بار
و ردی هم بر جای نمی‌ماند از اندوهی.

اوشی‌کو چی‌نو میتسونه
قرن دهم

REND
10-09-30, 02:27
اینجا تیرآهن ها را موریانه ها میخورند

و شاپرکها آبدزدکهای ماهر

بی گمان علف های هرز بوی سیب می دهند.

REND
10-09-30, 02:31
مردمک آبنوسی

و

موجهای خاکستریش

کدام رفتگری نگاهش را شسته ؟

این ست که روز روشن اهریمن میخندد

و

ریه ها میمیرند اکنون فرو تنانه

REND
10-09-30, 02:32
کوله ی من سبک نیست

یک دوربین عکاسی .

اگر دستم باشد یک اسلحه ی سبک است

قدم به قدم

عکسهای بی روح بر خاک

REND
10-09-30, 02:33
جدا گانه سر به زیر می شوم و سر به هوا
در پس - زمینه . آلوده به خشم ژست می گیرم
و ویژه می شوم تا نسیم هم مرا مفت به باد ندهد...

REND
10-09-30, 02:35
باعبور مار
کمر راست کرد
نرم نرمک، علف


ایکدا سومیکو

--------------------------------------------

می اندیشم
این آخرين سال من ست!
ميخورم اين خرمالو را


ماساوكا شيكي

--------------------------------------------------

بر خيابان اصلي
چترهاي رنگارنگ-
باران پاييزي


ماریا تیرنسا

REND
10-09-30, 02:35
جنگ،

تصويري هميشگي روي سنگ است

بوسه،

نقشي ابدي به روي دريا!

REND
10-09-30, 02:39
اشك انسان، به خاطر مرگ و

جدايي

عزيزي است .

اشك دريا، براي زندگي و

در آغوش گرفتن

ماهي.

REND
10-09-30, 02:40
سنگی در آب

پارو و قایق

انعکاسی که خواب ساحل را درو میکند

شکایتی که در شب موج میزند

روز ِ سبک سر....

REND
10-09-30, 02:40
تو چکیده ء همه ء ترانه های عالمی

این عالم که ترانه سرا می کشُد

تو خود شعر منی

و نخستین افق بر عرفانم

REND
10-09-30, 02:41
بی شک خمیازه میکشد سیاه

بر دردی مردد

این سوت ناگهانی

یا آفتاب شعر

نم بارانی کافیست

و من تورا کافی تر Dont Kill It