ابد و یک روز: پیشی گرفتن از استاد

نوشته‌ی کافه دیزاین

abadoyekrooz

نویسنده و کارگردان ابد و یک روز، آشکارا از اصغر فرهادی الگو می‌گیرد. فضای بسته، خانواده‌ی شهری، دیالوگ‌های پرشمار پینگ‌پونگی، چیدمان ریزبینانه، اطلاعات‌دهی قطره‌چکانی و در نهایت به چالش کشیدن داوری تماشاگر، مولفه‌های بنیادی آثار فرهادی است که روستایی در ابد و یک روزش به کمال از آن‌ها بهره برده است. اما الگوبرداری او یک دنباله‌روی مریدوار نیست، او سبکی را که فرهادی بنیان گذاشته چندین گام به پیش می‌برد و اثری پخته‌تر می‌سازد:

 

شالوده‌ی تمام آثار شاخص فرهادی بر به اشتباه انداختن تماشاگر و سپس به چالش کشیدن داوری اوست. به این ترتیب که ابتدا اطلاعاتی ارائه می‌کند که گمان مشخصی را در تماشاگر ایجاد می‌کنند اما بعدتر معلوم می‌شود قطعه‌هایی از یک پازل دیگر بوده‌اند و اصل ماجرا چیز دیگری بوده است. تقریبا تمام اجزای دیگر فیلم‌های فرهادی در خدمت همین ترفند مرعوب کننده است. به عبارتی اجزای مهمی همچون شخصیت‌پردازی، در آثار فرهادی اصالت ندارند. این شخصیت‌ها نیستند که رویدادها را رقم می‌زنند بلکه همه چیز در خدمت رودست زدن به تماشاگر چیده می‌شود. اما در فیلم سعید روستایی، غافلگیر کردن تماشاگر تنها به عنوان چاشنی و در خدمت تکمیل کردن شناسنامه‌ی شخصیت‌ها به کار گرفته می‌شود. با رو شدن قطعه‌های بیشتری از پازل، تماشاگر به شناخت عمیق‌تری از هر یک از شخصیت‌ها و انگیزه‌های آن‌ها می‌رسد ـ مثلا این که در تصمیم‌گیری‌های مرتضی رگه‌های پررنگی از منفعت‌طلبی هم هست و عصیان محسن هم چندان بیراه نیست.

 

abadoyekrooz9از آن جا که در فیلم‌های فرهادی همه چیز با خونسردی چیدمان شده، نه شخصیت‌ها نه موقعیت‌ها، عمق احساسی ندارند. هر فریم صرفا قسمتی از مسیری است که قرار است تماشاگر را بازی بدهد. اما صحنه‌های فیلم روستایی چون اصالت‌شان را از شخصیت‌هایی جاندار می‌گیرند احساس بیننده را از عمق جان درگیر می‌کنند. در فیلم ابد و یک روز چند صحنه‌ی به شدت تاثیرگذار هست که هیچ یک از آثار فرهادی هرگز به آن تاثیرگذاری نزدیک هم نمی‌شوند. کمتر تماشاگری در دودلی نوید و پشیمانی و التماس محسن در صحنه‌ای که پلیس دنبال خانه‌ی او می‌گردد نفس‌اش حبس نمی‌شود.

 

پایان‌بندی‌های فرهادی ـ باز هم به دلیل بی‌اصالتی شخصیت‌ها ـ بلاتکلیف‌اند. فرهادی معمولا ناچار می‌شود پایان‌بندی‌اش را از جایی بیرون از قصه‌ی اصلی دست و پا کند و به زورِ یک دغدغه‌ی ساختگی به فیلم بچسباندش. در فیلم درباره الی، ناگهان تماشاگر باید نگران این بشود که نامزد الی بداند که الی پیش از مرگ از او حرفی زده یا نه. حدود یک چهارم فیلم صرف هیاهو بر سر این دغدغه‌ی پوچ می‌شود. در جدایی نادر از سیمین، بیننده باید نگران این باشد که فرزند خانواده پیش پدرش می‌ماند یا مادرش. در گذشته، دغدغه‌ی فیلم، مرگ و زندگی شخصیتی می‌شود که در تمام طول فیلم غایب بوده است. اما پایان‌بندی فیلم ابد و یک روز از دل قصه‌ی اصلی می‌آید. محکومیت سمیه ابدی است و او نمی‌تواند انتخاب دیگری داشته باشد.

به بیانی، روستایی به قالبی که فرهادی ساخته، محتوایی شایسته وارد می‌کند، محتوایی که فیلم‌های خود فرهادی از آن بی‌بهره‌اند.

 

دیگران درباره‌ی ابد و یک روز:
«ابد و یک روز»؛ درباره یک چرکِ واقعی

بدبختی گاهی یک روز، گاهی تا ابد طول می‌کشد

——-

خواندنی‌های دیگر:

  • پیشرفت چشمگیر در طراحی پوستر فیلمپیشرفت چشمگیر در طراحی پوستر فیلم یکی از نکته‌هایی که در جشنواره فیلم فجر امسال خودنمایی می‌کرد پیشرفت چشمگیر طراحی پوستر فیلم‌ها بود. تا همین چند سال پیش، […]
  • سینما همان فیلم نیستسینما همان فیلم نیست سینما همان فیلم نیست. سینما جای نمایش فیلم است. نیاز به بازگوییِ نکته‌هایی بدیهی مثل این، از آن روست که گویا یادمان می‌روند […]
  • دوربین عکاسی مدولار چندکارهدوربین عکاسی مدولار چندکاره در دانشکده‌ی مهندسی دانشگاه کلمبیا، سیستم تصویرپرداز مدولاری با نام ‘cambits’ طراحی کرده اند که می‌تواند به جای دامنه‌ی […]
  • کاناپه مدولار هانابیکاناپه مدولار هانابی برند مجارستانی Hannabi برای کسانی که زیاد جابه‌جا می‌شوند یا در فضای کوچکی زندگی می‌کنند یک […]

۱ دیدگاه برای این مطلب موجود است

  1. محمد . م می‌گه:

    نقد جالبی بود …