نگاهی به تاریخچهٔ معاصر دیزاین

ایجاد اولین کامپیوتر الکترونیکی در سال ۱۹۵۰ راه را برای عصر دیجیتال گرافیک هموار کرد. ما هنوز در میانهٔ این دوران هستیم و طراحی همچنان به سازگاری و پیشرفت ادامه می‌دهد. طراحی در طول حدود ۵۰ سال گذشته پیشرفت‌های زیادی داشته است، چه به معنای استقبال از ترندهای رنگی جسورانه، چه فتوشاپ‌بازی، چه سفارشی کردن محتوا برای سازگاری با نمایشگر گوشی‌های هوشمند.
همراه با انسان، دیزاین نیز تکامل می‌یابد. در اینجا، ما برخی از جنبش‌های اصلی طراحی در دهه‌های گذشته را که در عصر دیجیتال رخ داده است، بررسی می‌کنیم.

دیزاین در سال‌های ۱۹۶۰

با دههٔ شصت پرجنب‌وجوش شروع می‌کنیم. بی‌بی‌سی اولین قسمت از سریال «Dr. Who» را پخش کرد. جنگ ویتنام در اوج خود بود. عصر هنر سرکش و پرصدا و شوخ، که طراحان می‌خواستند از واقعیت خود بگریزند، دست به آزمایشگری بزنند و خلاقانه خطر کنند.

هنر پاپ که در اواسط دههٔ ۵۰ در بریتانیا شروع شد تا حد زیادی طراحی غربی را تحت تأثیر گذاشت و کشورهای مختلفی تا دهه ۶۰ به این جنبش پیوستند. هنرمندان و طراحان که به خاطر تصویرها و ارجاع‌های فرهنگ پاپ خود شناخته شده بودند، از هنر پاپ برای شورش علیه هنر نهادینه‌ای که در مدرسه به آن‌ها آموزش داده شده بود، استفاده کردند. این جنبش در پی گرفتن چیزهای پیش پا افتاده و معمولی و تبدیل آن‌ها به یک قطعه گفتگوی عجیب و غریب بود و پادزهری شوخ و شنگ برای آشفتگی سیاسی آن زمان ارائه کرد.

 

پوستر با الهام از پاپ آرت : Neatlines
Andy Warhol’s Marilyn Diptych (1962)
جلد آلبوم Space Oddity (1967)

در اواخر دهه ۶۰ شاهد فرار از رئالیسم گستاخانهٔ هنر پاپ بودیم. آلبوم Space Oddity اثر دیوید بووی موسیقی متن را ارائه کرد و طراحان از زیبایی‌شناسی عصر فضا در بسیاری از صنایع خلاق مانند طراحی‌داخلی و مد پیروی کردند. در همین زمان، جنبش روانگردان (psychedelic) رواج یافته بود. هیپی‌ها آن را در موسیقی و هنر وارد و به تحولات اجتماعی که آن‌ها را احاطه کرده بود اعتراض می‌کردند.

در کلیت، طراحی روانگردان تجربه‌ای همه‌جانبه ارائه کرد. این سبک، حواس را از طریق تصویر خیال‌انگیز، الگوهای زیبابین (kaleidoscopic) و مارپیچی، رنگ‌های بسیار درخشان، جزئیات بسیار پیچیده و تایپوگرافی پفکی تحریک می‌کرد. از موفقیت جشنوارهٔ هنری Woodstock 1969 تا ظهور طراحانی مانند Wes Wilson و Victor Moscoso، هیاهو پیرامون این زیبایی‌شناسی، پالت رنگ‌های شاد دوره بعدی را ایجاد کرد.

جلد آلبوم The Psychedelic Sounds Of The 13th Floor Elevators
طرح تی شرت
جلد آلبوم Love Revolution

دیزاین در سال‌های ۱۹۷۰

طراحی در دهه ۷۰ به لطف رنگ‌های چشمگیر و خط‌های ضخیم و الگوهای گل‌دار چشم‌نواز، هم به معنای واقعی کلمه و هم به معنای مجازی گرم شد. فرهنگ طراحی توسط دیسکو و فانک و عشق آزاد و در عین حال صلح و شادی هدایت می‌شد. با پایان یافتن جنگ ویتنام، در جهان زمان شادی بود و طراحی نیز از همین حال‌وهوا پیروی کرد. از نارنجی روشن تا زرد آفتابی، پالت‌های رنگی گرم حاکم بودند. همراه با گرادیانت‌های گرم شاد، شاهد ظهور تم‌های رنگین‌کمانی بودیم، مانند لوگو نمادین نمایش تلویزیونی خانواده پارتریج، که دارای رنگ‌های سیر رنگین‌کمان روی بدن چند پرنده‌ است. یکی از جنبه های برجسته طراحی دهه ۷۰ تایپوگرافی آزاد بود. منحنی‌های برجسته و پفکی و وزن‌ سنگین خط‌ها و بی‌ساختاری، نگرش آرامی را برانگیخت که کاملاً با حال‌وهوای این دوره جور شد. در دیزاین این دوره یک کیفیت غیررسمی و صمیمانه وجود دارد که با تایپوگرافی آزاد ارائه می‌شود، و با پالت‌های رنگی گرم و جَو هیپی‌وار و صلح‌آمیز آن درمی‌آمیزد.

جلد مجله IDEA (1979)
لوگو سریال The Partridge Family
لوگو House of Raine
لوگو The Lookout

دیزاین در سال‌های ۱۹۸۰

دهه ۱۹۸۰ زمان دگرگونی‌ فرهنگی بود که با راه‌اندازی MTV، یعنی اولین کانال ۲۴ ساعته برای موزیک‌ویدئو، شروع شد. تلویزیون MTV که راه را برای طراحی گرافیک چندرسانه‌ای هموار کرد، در ابتدا فقط در بخش‌هایی از نیوجرسی در دسترس بود و سپس در آمریکای شمالی و اروپا و آسیا قیامت به پا کرد. این تلویزیون به طراحان این فرصت را داد تا برای عموم مردم موسیقی قابل تماشا بیافرینند. هنرمندان شنیداری و هنرمندان تجسمی راهی برای همکاری و نمایش آثارشان در بسیاری از مکان‌ها داشتند. ناگهان هنر روی صفحه‌ای در اتاق‌های نشیمن و در پس‌زمینه میخانه‌های محلی جاری شد. هنر همه جا بود. در همین حال، مد با کت و شلوارهای زنانه و شلوارهای لگ و جین روی جین، شکل و شمایل جدیدی پیدا کرد. مطمئناً دهه ۸۰ اجق‌وجق بود، اما لحظه‌های مهم خود را نیز داشت.

لوگوهای MTV در سال‌های 80
طراحی سبک ممفیس سیمای توصیفگر کشورهای غربی در دهه ۸۰ بود. زیبایی‌شناسی ممفیس با شکل‌ها و خط‌های نامنظم و رنگارنگ مشخص می‌شود. معمولا دایره‌ها و مثلث‌ها را با الگوهای گرافیکی سیاه و سفید مانند خالخالی و زیکزاکی ترکیب می‌کند. ممفیس از هر جنبه‌ای، چه دکوراسیون خانه، چه طراحی گرافیک و مد و چه رسانه‌ها، تأثیر گسترده‌ای گذاشت. شکل‌های هندسی و رنگ‌های چشمگیر طرح ممفیس پُر بود. از نقش‌مایه‌های عجیب و غریب در صحنه‌های برنامهٔ Pee-wee گرفته تا مجموعه فیلم Back to the Future 2، رسانه‌ها آن را خوردند، درعین‌حال یک زیبایی‌شناسی قابل دسترس نیز بود که به مخاطب حس همدلی می‌داد. این ترند دیزاین به طور یکسان به مشتریان و بیزنس‌ها رسید. مبلمان پست مدرن گروه ممفیس در اتاق نشیمن و در لابی هتل به یک اندازه راحت به نظر می‌رسید. اگر به رنگ‌های نئونی که به دهه ۸۰ روح بخشیدند اشاره نکنیم غفلت کرده‌ایم. رنگ‌های هایلایتر در اوج قدرت بودند و حس سرگرمی و خوش‌بینی را باز می‌نمایاندند. باید از برخی موسیقیگران برای این ترند تشکر کنیم. صورتی‌ها و نارنجی‌ها و زردها و سبزهای جیغ، صحنه را از آن خود می‌کردند. مدونا سردمدار این حرکت بود و دیگران نیز از او پیروی کردند. در حالی که ممفیس دهه 80 را تعریف کرد، نئون کاملاً راه را برای دهه ۹۰ هموار کرد.
The Pee-wee Herman Show
Back to the Future 2
مبلمان طراحی گروه ممفیس
طراحی با الهام از ممفیس
طراحی بسته‌بندی
لوگو شرکت Oasis Tattoo
مدونا با لباس نئونی

دیزاین در سال‌های ۱۹۹۰

با انتشار ادوبی فتوشاپ در سال ۱۹۹۰، طراحی دهه ۹۰ با سر و صدا شروع شد. طراحان دسترسی آسان‌تری به ابزارهای طراحی دیجیتال داشتند و این امکان را برای پیچیدگی بیشتر در طراحی گرافیک فراهم می‌کرد. همچنین تایپوگرافی نو (غیرکلاسیک) را در دسترس همه گذاشت. تایپوگرافی نو از Comic Sans بسیار فراتر رفت و فرصتی را برای هر بلاک‌باستری فراهم کرد تا فونت اختصاصی خودش را داشته باشد. از تایپوگرافی قوی و تاثیرگذار فیلم «پارک ژوراسیک» گرفته تا حروف پراکنده و آزادانهٔ «Clueless»، تایپ‌فیس‌های جدید دهه ۹۰ را از آن خود کرد.

لوگوهایی با تایپوگرافی نو
در همین حال، گروه‌های موسیقی گاراژی در سیاتل با آمیختن صداهای پانک و متال شروع به تجربه‌گری کردند. با توجه به هزینه‌های گران استودیوهای ضبط، بسیاری از گروه‌ها استدیوهای ابتدایی خودشان را درست کردند که منجر به کیفیت ضعیف و صدایی “کثیف” شد، از اینجا بود که اصطلاح “گرانج” (grunge) ساخته شد. این صدای خام، زیبایی‌شناسی دیزاین دهه ۹۰ را از طریق شکل‌های تجربی و نگرش عصیانگرانه، تحت تأثیر گذاشت. حروف بریده مجله و تصاویر راک اند رول به خوبی با فرهنگ گرانج همراه شد، جایی که شلوار جین پاره و موهای سیخ‌‌سیخ حکمرانی می‌کرد. علاوه بر این، گرانج بر زیبایی نقص از طریق خطوط ناهموار و کمی هرج و مرج تأکید کرد ـ چنانکه در قوطی اصلی Cherry Coke دیده می‌شود.
قوطی نوشابه Cherry Coke
تبلیغ Game Boy
برچسب نوشیدنی

در پایان دهه ۹۰، اکثر خانه ها به اینترنت دسترسی داشتند. فناوری نه تنها روش طراحی ما، بلکه روش زندگی ما را نیز تغییر داد. هر کسی می‌توانست هر چیزی را در eBay بفروشد، و هر کسی می‌توانست از Napster موسیقی بدزدد. طراحان دسترسی بیشتری به الهام‌ها و ابزارهای خلاقانه و همچنین راه‌های بیشتری برای خواندن در مورد همه چیز داشتند. اواخر دهه ۹۰ راه را برای رونق اینترنت در دهه ۲۰۰۰ هموار کرد: زمانی که اصطلاح «سلبریتی اینترنتی» ناگهان پدید آمد.

دیزاین در سال‌های ۲۰۰۰

با گذر به این دوره جدید فناوری، طراحان با چالش‌ها و تغییرهای جالبی روبرو شدند. طراحان دیگر فقط برای صفحه‌های چاپی و وب‌سایت‌های دسکتاپ طراحی نمی‌کردند، بلکه برای گوشی‌های هوشمند و رسانه‌های اجتماعی نیز طراحی می کردند. یک تغییر مداوم به سمت یک ذهنیت دیجیتالی وجود داشت، مردم دیسکمن‌های SONY خود را با اولین آی‌پادهای اپل عوض می‌کردند. فتوشاپ سوخت تبلیغات اصلی iPod بود که به یکی از تعیینگرترین کمپین‌های این نسل تبدیل شد. فتوشاپ کارایی طراحی را بهبود بخشید و ابزارهای مفیدی را برای هنرمندان دیجیتال فراهم کرد. ساختن همه چیز آسان‌تر شد و کیفیت تصویر تمیز و واضح بود. به عنوان مثال، در تبلیغات نمادین آی پاد، خط‌های دقیق و تمیز به خاطر ابزار pen امکان‌پذیر شد.

تبلیغ آی پاد 2003
از نظر زیبایی‌شناختی، دهه ۲۰۰۰ جوان و سبکبار و گستاخ بود. از لباس‌های ورزشی Juicy و کلاه‌های Von Dutch گرفته تا گوشی موتورولا RAZR، همه‌چیز صورتی بود ـ صورتی‌ترین صورتی ممکن. «رئالیتی تی‌وی» احساس نادرستی از واقعیت به ما داد، در حالی که سونامی روزهای آخر سال ۲۰۰۴ هشدار سختی به سراسر جهان داد. یوجی یاماموتو، طراح مد مستقر در توکیو و پاریس، با سبک آوانگارد و مواد طبیعی و رویکرد بدون هدررفت، موجی در طراحی ایجاد کرد. این امر راه را برای حرکت بیشتر به سوی «طراحی سبز» هموار کرد. طراحان و مصرف‌کنندگان دلسوزی نشان دادند و این اولین دوره‌ای بود که مصرف‌کنندگان به «پایداری» اهمیت می‌دادند. طراحان شروع به گنجاندن پیام‌های سازگار با محیط زیست روی بسته‌بندی محصولات کردند. شرکت IKEA کیسه پلاستیکی را کنار گذاشت، و بسیاری دیگر نیز عقب نماندند. با عرضه آیفون در سال ۲۰۰۷ فناوری واقعاً در نوک انگشتان ما بود و راه را برای آینده‌ای دیجیتال‌محور هموار کرد.
بسته‌بندی دوستدار محیط زیست

دیزاین پس از ۲۰۱۰

با راه‌اندازی اینستاگرام در سال ۲۰۱۰ عصر کنونی با یک انفجار آغاز شد. در دنیایی که گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها و فناوری اسکرین‌تاچ به یک امر عادی تبدیل شده‌اند، طراحی برای رسانه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌ها و وب‌سایت‌ها بسیار مهم است. دیجیتال مارکتینگ دیگر یک چیز ضروری است نه چیزی لوکس. طراحی در این دهه یعنی پیام‌های موجز، تصاویر چشم‌نواز، سازگاری با دستگاه‌های مختلف. طراحی واکنشگرا (responsive) در سال ۲۰۱۳ متولد شد و این مفهوم را تغذیه کرد که طراحی نباید «یک اندازه برای همه» باشد. طراحان UX اکنون آموزش می‌بینند تا وب‌سایت‌ها و اپ‌ها و لوگوها را بر اساس اندازه‌های نمایشگرهای مختلف تنظیم کنند تا بهترین تجربه را به کاربر ارائه دهند. اکنون، وب‌سایت‌ها بسته به نوع دستگاهی که برای دسترسی به آن‌ها استفاده می‌شود، کوچک و بزرگ می‌شوند.

طراحی واکنشگرا برای وب‌سایت

علاوه بر تمرکز بر فناوری پیشرفته، طراحان عصر حاضر به آزمایشگری در زیبایی‌شناسی ادامه می‌دهند. موسیقی الکترونیک در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ الهام‌بخش زیبایی‌شناسی محبوب ویپورویو (Vaporwave) بود که با گرادیانت‌های گرم و نمادهای قدیمی و تصاویر آفتابی مشخص می‌شود. همچنین بازاریابی نوستالژی‌گرا وارد بازی شده است، که نشانگر اشتیاق ما برای یک زمانهٔ ساده‌تر است. طراحان عصر کنونی غالباً رویکرد مدرن دارند، اما یک بازگشت خوب نیز قدر می‌بیند.

مقالات مرتبط

سبک شیکر در طراحی داخلی

سبک شیکر نام خود را از فرقه‌ای مذهبی گرفته است، که در اواخر قرن 18 میلادی در انگلیس تأسیس شد. خودکفایی با شیوه‌ی زندگی سخت و پرتلاش، همچنین رهانیدن خود از تجمل و خواسته‌های غیرضروری در زندگی از بنیان‌های اصلی فرقه‌ی شیکر بود.

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 2 =