صفحه نخست انجمن ها تاریخ و فلسفهٔ هنر جریان هنریِ «عینیت نو» پاسخ به: جریان هنریِ «عینیت نو»

  • mana

    کاربر
    1400/05/23 در 12:40 ق.ظ

    توضیح تابلوی «زنی با کراوات»، اثر رودلف اشلیشتر (در ادامۀ معرفی جریان «عینیت نو»)

    رودلف اشلیشتر نیز یکی از نمایندگان اصلی جریانِ «عینیت نو» است. تابلویی که می‌بینیم از منظر تاریخ‌نگاری هنری و اجتماعی تابلوی مهمی است. این تابلو یک دورۀ گذار را نشان می‌دهد. اول باید دوران وایمار را شناخت، تا بتوان به معنای این تابلو پی برد. در دوران وایمار (در توضیح ابتدایی، چند پست پیش‌تر، دوران وایمار را توضیح دادم) در آلمان گذار به مدرنیته صورت گرفت. برای اولین بار زنان در آلمان لباس‌های مردانه پوشیدند: شلوار، پیراهن مردانه و موی کوتاه. این‌ها پدیده‌هایی وارداتی پنداشته می‌شدند و محافظه‌کاران این مظاهر را «آمریکایی‌گرایی» می‌دانستند. حضور زن در جامعه، در ادارات، در مشاغل با جامۀ مردانه پدیده‌ای نو بود. این اتفاق در دهۀ 1920 به اوج خود رسید. در این‌جا دقیقاً یکی از همین زن‌ها را می‌بینیم: زنی با لباس و کراوات مردانه، با موی کوتاه و چهره‌ای که تا حدی «عاطفه‌زدایی» شده است. این زن، محصول دوران وایمار است.

    یکی از کارهایی که هنر «عینیت نو» انجام می‌داد، همین بود که این گذار اجتماعی را نشان می‌داد. در توضیح ابتدایی گفتم، نازی‌ها این هنر را هرگز نمی‌پسندیدند و آن را «منحط» می‌نامیدند و وقتی به قدرت رسیدند بساط آن را جمع کردند. زنی که در تابلو می‌بینیم اصلاً زنِ مطلوبِ ایدئولوژی ناسیونال‌سوسیالیستی (نازی) نیست. زنی از نظر نازی‌ها مطلوب است که مادری سنتی باشد. زنی که فرزندانی آریایی به دنیا بیاورد و آن‌ها را نیک پرورش دهد و به مردان ژرمن تمام‌عیار تبدیل کند. این زنِ کراواتی تابلو، هیچ نشانی از آن مادر سنتیِ مطلوب نازیسم ندارد.

    م. تدینی