صفحه نخست انجمن ها گرافیک و نقاشی ادواردو کینگمان و «سرشت رنج‌دیدۀ انسان بومی» پاسخ به: ادواردو کینگمان و «سرشت رنج‌دیدۀ انسان بومی»

  • mana

    کاربر
    1400/05/22 در 10:28 ب.ظ

    مقایسۀ دو نقاش: «کینگمان» و «گوایاسامین»

    در توضیحِ معرفی «کینگمان» شرح دادم که او با روی آوردن به نوعی «بومی‌گرایی» و پایبندی به دغدغۀ قومی و ملی، نسلی از هنرمندان اکوادوری (و آمریکای جنوبی) را همراه خود به این راه کشید. اما در ادامه توضیح دادم که کینگمان در «بومی‌گراییِ رادیکال» ماند، در حالی که گوایاسامین ــ در ادامۀ راه او ــ مرزهای بومی‌گرایی را شکست و با نقاشی‌هایش از «انسان بومی» به «نفس انسان» رسید. او این کار را چگونه انجام داده است؟

    حال به عنوان نمونه دو تابلویی را که پیوست این نوشتار می‌بینید با هم مقایسه کنید: سمتِ راست کینگمان، سمت چپ گوایاسامین. گوایاسامین هم دقیقاً به همان دغدغه‌هایی پرداخته است که کینگمان پرداخته بود: تنگدستی، رنج و فغانِ انسان بومی. اما به ظاهر آدم‌های کینگمان نگاه کنید: شما همه‌جا یک «اکوادوری» (یعنی یک انسان بومی) را می‌بینید؛ از ظاهر و چهره گرفته تا جامه. اما گوایاسامین با انتزاعی‌سازیِ هر چه بیشترِ همان دو عنصر «دست» و «چهره»، انسانی به نظر فرابومی را به تصویر می‌کشد. البته وقتی تابلوهای گوایاسامین را می‌بینیم، روح انسانِ آمریکای مرکزی و جنوبی، روحِ انسان اینکا و آزتِک به روشنی پیداست و مشخص است که گوایاسامین از دیوارنگاره‌ها و نقاشی‌های کهن اینکاها تأثیر پذیرفته است، اما با «انتزاعی ساختن» هرچه بیش‌تر آدم‌هایش، هم انسان بومی را نشان می‌دهد و هم انسان «فرابومی». به همین دلیل، وقتی تابلوهای گوایاسامین را می‌بینیم، چندان روح بومیِ تابلوها به چشم نمی‌آید و بدین‌سان گوایاسامین از انسان بومی گذار می‌کند و دریافتی از نفس انسان مطرح می‌کند.

    خلاصه بگویم: در تابلوهای گوایاسامین، دیگر «نه انسانی بومی»، که خود انسانِ رنجور، تنگدست و در فغان را نظاره‌گریم؛ بی‌آن‌که فریاد رنج و تنگدستی‌اش با آوایی خاص شنیده شود یا فغان دردآلودش جامه‌ای بومی بر تن کرده باشد… در یک کلام می‌توان گفت: گوایاسامین در آثار خود، رنجیدگی را به اندازه ساحت انسان بسط داده است.

    م. تدینی